Archive for اکتبر 2011

جناب پهلوی، سوت آزادی زندانیان سیاسی را به صدا در آورید

اکتبر 28, 2011

در شرایطی که آزادیخواهان و جوانان صادق این مملکت که دغدغه شان آزادی و آبادانی میهن است در زندانها در شرایط ناگوار به سر می برند، شاهزاده رضا پهلوی در اقدامی پسندیده، نامه ای را به مراجع بین الملی نوشته و از همه مردم دعوت کرده اند که پیشنهادات خود را در مورد این نامه و یا اقدامات عملی دیگر برای آزادی زندانیان سیاسی مطرح کنند.
این کار و برانگیختن توجه جامعه جهانی به وضع اسفناک زندانیان سیاسی کاری بس پسندیده است اما از آنجا که جمهوری اسلامی نشان داده است که با روش و سیاست باج دهی ، گروگان گیری و گرو کشی در عرصه جهانی توانسته است تا کنون حیات خود را تضمین کند و بدون توجه به قطع نامه های حقوق بشری به فعالیتهای ضد انسانی خود ادامه دهد. به نظر میرسد که علاوه بر نوشتن چنین نامه ای نیاز به اقدامات عملی در سطح ملی باشد تا بتوان انتظار نتیجه واقعی داشت.
با توجه به اینکه بعد از حوادث جنبش سبز، مردم تا حدودی دچار بی اعتمادی و ناامیدی شدند چون آن زمان که مردم با هیجان و انگیزه خواستار تغییر بودند افرادی که مدعی رهبری مردم شده بودند حتی حداقل برنامه ای برای آزادی زندانیان سیاسی ترتیب ندادند، پس اکنون باید با اقداماتی ساده که کمترین هزینه و خطر را برای مردم داشته باشد، باعث شد که مردم بتوانند خواسته آزادیخواهی خود را بیان کنند و خود را پیدا کرده و بدانند که همچنان صدای آنان است که بیشترین اهمیت و تاثیرگذاری را دارد.
در این راستا، پیشنهاد می کنم که پس از اعلام قبلی و آمادگی رسانه ای و دعوت از گروهها و انجمن های مختلف برای مشارکت در یک اقدام انسانی آزادیخواهانه از مردم دعوت کنید که در یک روز مشخص هفته شبانگاه در ساعتی تعیین شده بر بالای بام ، کنار پنجره و در هر کوی و برزن با به صدا در آوردن سوت، خواستار آزادی زندانیان سیاسی شوند. برای این کار ضمن اینکه مردم در معرض خطر قرار نمی گیرند امکان مشارکت همگانی فراهم می شود و این کار را می توان تا زمان تاثیرگذاری مناسب ادامه داد. مسلما چنین اقدام ساده ای می تواند زمینه ساز اتحاد و خودباوری مردم هم بشود.
می توان در سطح جهانی از ارگانها و نهادهایی هم که دغدغه حقوق بشر دارند دعوت نمود که با مردم ایران با به صدا در آوردن سوت آزادی همراه شوند و تاثیرگذاری این اقدام را بیشتر نمود.

Advertisements

عقلانیت و عدالت گمشده در قانون جزای اسلامی

اکتبر 13, 2011

فردی که با نقشه قبلی اقدام به قتل فرد دیگری میکند محکوم به قصاص نفس است/ فردی که در یک دعوای خیابانی بدون هیچ نقشه قبلی ضربه او باعث قتل فرد دوم شود محکوم به قصاص نفس است / محیط بانی که هنگام انجام وظیفه هنگام تبادل آتش موجب کشته شدن یک شکارچی غیرقانونی شده هم محکوم به قصاص نفس است.

***
و در آنسوی مثلا سرپرست خانواده ای به قتل رسیده است. خانواده مقتول خواهان مجازات قاتل هستند. از نظر قانون جزای اسلامی این مجازات فقط قصاص نفس است. اگر خانواده مقتول خواهان مجازات هستند باید دیه قاتل را بپردازند تا حکم قصاص انجام شود. خانواده مقتول فقط خواهان مجازات هستند و نه قصاص نفس، بضاعت مالی ندارند، سرپرست و نان آور خانواده را از دست داده اند. تصور کنید چه فشار روحی و اقتصادی و مشکلاتی برای این خانواده بوجود میاید و نیز چه ناهنجاریهای اجتماعی را می تواند دامن بزند.

نقش بنیادین اصلاح طلبان در حفظ نظام اسلامی

اکتبر 2, 2011

از بدو پیدایش جمهوری اسلامی دو جناح اصلی در بدنه نظام خودنمایی می‌کردند. یک جناح که بیشتر تشکیل دهنده تئوریسین ها و بنیانگذاران نهادهای اصلی جمهوری اسلامی بودند. مانند روحانیون مبارز، مجاهدین انقلاب اسلامی و.. آرمانشان بوجود آوردن مدینه النبی بر اساس دستورات اسلام بوده است. جناح دوم بیشتر ماهیت سنتی داشته و مثل بازاریان سنتی و موتلفه و روحانیت مبارز … که در عین حال با توسل به مذهب به دنبال قدرت و پول هستند. جالب اینکه بیشتر افرادی از نظام که وابستگی های خانوادگی و اصل و نسبی به لبنان دارند جزو جناح اول و آن دسته که اصلیتشان مربوط به عراق است بیشتر جزو جناح محافظه کار هستند که البته اینها هم خود گروههای بینابینی دارند. هر دو این جناح ها در طی بیش از سی سال گذشته بر اثر ضروریات زمان و مصالح جناحی و کلی نظام دچار تغییر و تحولاتی شده اند و گروههایی هم از این جناح ها به صورت بینابینی رفتار کرده اند مانند گروه کارگزاران و هاشمی رفسنجانی.

اما بیشترین تغییر و تحول مربوط به جناح اول است گروهی که اساس نظام را پایه گذاری کردند و براساس تئوری های آنان سپاه پاسدارانی شکل گرفت که بر خلاف ارتشهای متداول دنیا هدفش تضمین تمامیت ارضی و دفاع از کشور نبود بلکه هدف آن تامین اهداف نظام اسلامی و گسترش اسلام بوده است. همانهایی که وزرات اطلاعاتی بنیاد نهادند که هدفش نه مصالح کشور بلکه تامین مصالح اسلام و نظام اسلامی در اقصا نقاط دنیا باشد. آنانی که نظام فرهنگی را در دانشگاهها خواستند تاسیس کنند که برمبنای اسلام باشد و هر آنچه که با اسلام هماهنگ نداشته باشد را تصفیه نمودند. همانها وقتی که دیدند که تفکرات سکولار در جامعه رو به گسترش است و مردم و جوانان بیشتر و بیشتر رو به تفکرات و رفتارهای سکولار که در فرهنگ ایرانی هم ریشه دارد میاورند، متوجه شدند که برای رسیدن به آرمان های اسلامی خود باید دنبال استراتژی های جدیدتری باشند و الا آنچه را که تا کنون رشته اند ممکن است به زودی پنبه یابند. ضمن اینکه اینها اکثرا در ابتدای انقلاب جوانان کم سن و سال و پرشور و تندرویی بودند و با افزایش سن و ازدواج و بچه دار شدن دیدند همان ظلم و فشار را که به جوانان مردم میاوردند نمی توانند به بچه های خود که قدری با خودشان تفاوت داشتند وارد کنند نتیجه آن شد که به این نیتجه رسیدند که باید اصلاحاتی صورت گیرد و این بار با تئوری اصلاح طلبی وارد میدان شدند تا همچنان چهارچوبهای نظام را حفظ کنند. همانطور که خود سیدمحمد خاتمی بارها و بارها در سخنرانی های خود هدف اصلاح طلبی را مقابله با سکولاریسم ذکر کرده است. اصلاح طلبان در دوره خاتمی و نیز در دوره انتخابات دو سال قبل که حوادث جنبش سبز را رقم زد همیشه مواضعی را اتخاذ کردند که چهارچوبهای نظام حفظ شود و در اعتراضات مردمی هم سعی کردند با کنترل مردم و به دست گرفتن رهبری مردم، اعتراضات فقط در چهارچوبهای نظام بماند و حتی راهی شود برای احیا شعایر اسلامی و هر جا که مردم به صورت خود جوش به گونه دیگری رفتار کردند با روشهای مختلف مردم را خاموش و کنترل نمودند . در هر حال هدف اصلی اصلاح طلبان تطهیر اسلام، احیا شعایر اسلامی و مقابله با سکولاریسم بوده است.

نتیجه اینکه کل نظام جمهوری اسلامی مثل یک قیچی است که دو جناح عمده آن مثل دو لبه قیچی هستند که گرچه در تقابل با هم هستند و بسیار به هم می خورند اما در قسمت اصلی هر دو لبه به هم پیوند دارند و اصولا ماهیت کلی شان در همین پیوند و تقابلشان است و هدف کلی هم قطع ریشه های فرهنگ ایران و هر آنچه که مخالف عقاید آنان است می باشد در جهت حفظ و تقویت نظام اسلامی