Archive for نوامبر 2010

تـوهــم تـوطئـه یا تـوطئـه‌ی تـوهــم

نوامبر 24, 2010

بارها شاهد بوده‌ایم که هر گونه تفسیر و تحلیل از وقایع روز و تاریخ معاصر با انگ « توهم توطئه » تخطئه شده و مجال مطرح شدن نیافته‌اند اما فقط کافی است نگاه کوتاهی به برخی از حوادث تاریخ معاصر بیندازیم تا متوجه شویم بسیاری از وقایع، دلایل و مسوولان پشت پرده‌ی متفاوت از آنچه که در ظاهر به نظر می‌آمده و طراحی شده بوده، داشته‌اند. بنابراین بسیار خام اندیشانه است که فقط به ظاهر قضایا توجه کرده و حقایق اصلی را نادیده بگیریم. برای برداشت نزدیک به واقعیت باید عوامل متعددی را در نظر داشت ، از جمله توجه به عملکرد افراد و نه شعارها ، شناخت مرام و نحوه عملکرد و منافع کوتاه مدت و بلندمدت گروههای درگیر ماجرا و البته آگاهی و تجربه از حوادث تاریخی هم بسیار مهم هستند.
بدون توضیح بیشتر توجه شما را به چند واقعه زیر جلب می کنم که ظاهر قضایا بسیار متفاوت از آنچه که پشت پرده در واقع جریان داشته، بوده است:

1- در دوم ژوئن 1967 در زمان دیدار شاه ایران از آلمان ، در حالی که اعتراضات دانشجویی جریان داشت ، یک دانشجو به ضرب گلوله یک پلیس کشته می شود و این سرآغاز بسیاری از اعتراضات و جنبش های چپ در اروپا می شود به طوری که این روز در تاریخ آلمان روز مهمی است ، بعد از 42 سال و پس از فرو پاشیدن دیوار برلین مشخص شد که پلیسی که دانشجو را به ضرب گلوله کشته بود در واقع جاسوس آلمان شرقی بوده است و این کار در جهت اهداف کشورهای بلوک شرق طراحی شده بوده است. ( افشای رازی از سفر ۴۲ سال پیش شاه به آلمان)

2- یک زن عراقی که دختران عراقی را برای حملات انتحاری بر اساس اعتقادات تشجیع می کرد ، مشخص شد که ابتدا زمینه تجاوز به این دختران را بوجود میاورده و سپس که این دختران در شرایط نامناسب روحی قرار داشتند به آنها نزدیک شده و آنها را قانع می کرده است که حملات انتحاری استشهادی انجام دهند تا روحشان تطهیر شود و از ننگ رهایی یابند( Woman Set Up Suicide Bomber Rapes )

3- ماجرای سینما رکس آبادان که به گونه‌ای طراحی شده بود تا کار عوامل ساواک به نظر بیاید در صورتی که بعدا مشخص شد که کار نیروهای مذهبی برای تحریک مردم بوده است.(فاجعه سینما رکس آبادان: جنایتی که هرگز فراموش نخواهد شد )

از این دست وقایع بسیار هستند پس اجازه ندهیم که با انگ « توهم توطئه » اجازه اندیشه کردن در مورد تحلیل ‌ها را بگیرند و اهداف طراحی شده خود را به راحتی پیش ببرند ،بلکه بخواهیم که در مقابل شبهات مطرح شده پاسخگو باشند تا بلکه جلوی این گونه توطئه های طراحی شده برای سو استفاده از احساسات مردم گرفته شود.

Advertisements

مرحلـه دوم تحکیــم نظـام اسـلامی در «بالاترین» وارد فاز عملیاتی خود شد

نوامبر 18, 2010

مرحله‌ی اول این طرح در حول و حوش انتخابات خرداد 1388 شروع شده بود. زمانی که در اتاق فکر جمهوری اسلامی، با درک این واقعیت که مردم خواهان تغییر هستند و تفکرات سکولار به طور فزاینده‎‌ای در بین مردم گسترش می‌یابد و مردم روز به روز از دین‌کاران گریزان می‌شوند، به این فکر افتادند که به طریقی یک اپوزیسیون خودی بوجود آورند که در چهارچوب‎های نظام حرکت کند و در نهایت نه تنها انرژی نهفته در جامعه و جوانان را به شکل کنترل شده تخلیه کند، بلکه در عین حال با هدف حفظ نظام نیروهای مخالف جدی شناسایی شوند.
بنابراین در حوادث پس از انتخابات ، نقش رسانه ها در پیش‌بُرد اهداف تعیین شده بسیار مهم و حیاتی بود که بتوانند تحت لوای اتحاد و اکنون زمان انتقاد نیست صدای متفاوت را خاموش کرده و در عین حال با ارائه تفسیرهای غیرواقعی و مردم پسند از حرفهای سران اصلاح‌طلب، جنبش مردمی را در انحصار اپوزیسیون خودی نظام در آورند.
در مواردی که حرکت مردمی خارج از سیاستهای تعیین شده از کنترل خارج می‌شد و حرکتهای خودجوش و شعارهای مردمی مثل جمهوری ایرانی و شعار نه غزه ، نه لبنان ، جانم فدای ایران را سرمی‌دادند، سران اصلاح طلب ، نگران از خارج شدن حرکت مردمی از چهارچوب‌های نظام ،واکنش‌های خشم و انکار از خود نشان می‎‌دادند و با توسل به همان شگردها و شعارهایی که توسط نیروهای خودی شان در رسانه ها القا می‌کردند، جوانان را قانع می‌کردند که محدود به خط دهی های آنان باشند که بیشتر هم در واقع زنده کردن شعایر مذهبی مثل الله اکبر گفتن بود. در نهایت جنبش مردمی را که انگیزه و توان بسیار برای تغییر داشت به خاموشی و یاس کشاندند و این مرحله با موفقیت برای جمهوری اسلامی به پایان رسید همانطور که خود اشاره کردند باعث بیمه شدن نظام تا چند سال آینده گردید.
و اما با وجود به خاموشی کشاندن جنبش مردمی و دور کردن آن از اهداف سکولار خود ، همچنان تفکرات ضد دین‌کاری در بین جوانانی که سرنوشت خود را بازیچه‌ی دغلکاران دینخو می دیدند با شدت رو به افزایش است. جوانان بتدریج متوجه شدند که در طول تاریخ دین‌کاران با اتصال خود به نیروی ماورای بشری برای خود حاشیه‌ی امنیت درست کرده و مخالفان خود را با انگ مخالفت با خدا به شدیدترین شکل سرکوب کرده‌اند. فهمیدند که دین وقتی از حوزه شخصی خارج می‌شود فقط وسیله‌ای است برای اعمال قدرت، کسب مال و کنترل مردم.
پس مرحله دوم تحکیم نظام اسلامی وارد فاز عملیاتی شد تا جلوی نشر و گسترش اینگونه تفکرات انتقادی و روشنگرانه تا حد امکان گرفته شود. باز هم طبق معمول از روش دیرینه‌ی نعل وارونه زدن که شگرد اسلامیست‌هایی است که می‌خواهند خود را روشنفکر و متجدد نشان دهند استفاده شد. در عین اینکه با کلمات شعاری و جالب خود را موافق نقد دین معرفی می‌کنند اما در عملکردی متضاد عرصه را برای نقد دین محدود می‎گردانند.(طرح حذف لینک‌های توهین به ادیان از صفحه اول بالاترین)

مدیران بالاترین در همان سال‌های ابتدایی، بارها تمایلات مذهبی و عدم تحمل خدشه دار کردن تقدس مآبی را نشان داده بودند:
– حذف لینکی که برداشت طنز آمیزی از موقعیت رهبر نظام را متبادر می‌کرد و سپس بازگرداندان آن به علت اعتراضات شدید کاربران
لوگوی عید فطر (تصویر لوگو)
– و یا منفی به لینکهای انتقادی این چنینی