Archive for اوت 2008

طرفدار افراطی : دوست یا دشمن

اوت 15, 2008

کسی که به طور افراطی از اندیشه، ایده یا گروهی طرفداری می کند و به صورت دو آتشه و احساساتی به مخالفان آن پرخاش می کند و  اصولا کوچکترین مخالفتی را بر نمی تابد و بسیار افراط گرایانه و احساسی می خواهد وفاداری آتشین خود را نشان دهد باید چه از جانب هم مسلکان خود و چه از جانب دیگران با دیده تردید نگریسته شود. چند حالت برای این افراد متصور است :

1- فرد قلبا و واقعا هوادار است اما از آنجاییکه اینگونه رفتارهای آتشین و هیجانی معمولا جایی برای تفکر عقلانی، منطقی و همه جانبه نگر نمی گذارد می توان گفت که فرد از بلوغ اجتماعی کافی برخوردار نیست، بنابراین از نظر اجتماعی و سیاسی نباید در مسند و مقامی قرار گیرد که تصمیم گیرنده و تعیین کننده باشد.

2- فرد بنا به مصلحت اندیشی شخصی، فرصت طلبی و بدست آوردن منفعت و سود شخصی که از آن شرایط متصور است فعلا به صورت آتشینی طرفدار و هوادار آن عقیده یا گروه است اما در صورت تغییر شرایط رفتار متفاوتی خواهد داشت که ناشی از اهداف شخصی وی است و نه اهداف آن گروه یا عقیده .

3- یکی از روش هایی که در طول تاریخ برای مقابله با جبهه مقابل به کار می رفته نفوذ به درون آنان  با هدف به انحراف کشاندن، تغییر هدف ، ارائه چهره نادرست و در نهایت شکست آنان بوده است.این افراد معمولا با طرفداری افراطی و کاسه داغتر از آش شدن یا به قول فرنگی ها کاتولیک تر از پاپ شدن چه بسا به افراد حقیقی آن گروه هم انگ عدم وفاداری زده و آنها را از گردونه خارج می کنند و باعث می شوند که افراد در رده میانی و پایین تر هم برای اینکه متهم به خیانت یا عدم وفاداری نشوند دنباله رو این افراد نفوذی دو آتشه شوند.

بنابراین طرفداری افراطی چه در خوش بینانه ترین حالت و چه در بدبینانه ترین آن در هر حال دشمنی برای هر اندیشه،گروه و جنبشی است.

5 توصیه برای بهبود روابط

اوت 4, 2008
نوشته زیر برگرفته از کتاب SUMO Your Relationships نوشته Paul McGee است که من آن را ترجمه کرده ام.

برای اینکه روابط سالم تر و شادتری داشته باشید روشی که با دیگران ارتباط برقرار می کنید را تغییر دهید. اگر می خواهید همه روابط زندگی شما از جمله ارتباط با رئیس، همکاران، اعضای خانواده، دوستان و همسر به خوبی پیش برود، یک نگاه عمیق و دقیق به طرز برخورد خود با دیگران بیندازید. از عاداتی که نادانسته و ناخواسته پیدا کرده اید تا طریقی که در محل کار خود به انتقادات پاسخ می گویید می توانند اثری عمیق روی توانایی ایجاد یک ارتباط موفق پایدار داشته باشند.

1- شنونده بهتری باشید

اغلب گفته می شود که کلید یک رابطه سالم، گوش دادن است. اما این فقط به معنی باز نگاه داشتن گوش ها نیست. ما اغلب از چیزهایی که در روند گوش دادن اختلال ایجاد می کنند آگاه نیستیم، مثلا…

  • فکر کردن همزمان: از آنجاییکه جریان فکر ما سریعتر از صحبت کردن ماست پروسه فکر کردن اغلب با حرف زدن تداخل می کند. بسیاری از افراد متوجه می شوند که در حالی که دوست یا همکارشان در حال صحبت کردن است، مغز آنان در حقیقت به جای گوش دادن به صحبت فرد بیشتر روی تهیه یک جواب تمرکز کرده است. برای برطرف کردن این حالت سعی کنید مانند کارآگاهان باشید. تصور کنید که شغل شما این است که دقیقا آنچه را که فرد مقابل می گوید بفهمید. حتی در مورد نقطه نظرات خاص فرد از او سوال کنید. این به شما کمک خواهد کرد که فکر خود را روی صحبت فرد مقابل متمرکز کنید.
  • رفتارهای پیش داورانه:اگر اعتقاد قلبی شما این است که نظر شما هیچگاه تغییر نمی کند و یا شما فقط خود را قبول دارید و اهمیتی به دیگران نمی دهید . این طرز فکر نیز مانع از  گوش دادن دقیق می شود . شما در واقع قبل از اینکه چیزی را شنیده باشید آن را مردود دانسته اید. راه حل این است که به خود یادآوری کنید که انتخاب شما این است که گوش فرا دهید و همینطور به یاد داشته باشید که گوش دادن به دیگران خود موجب می شود که آنها نیز بهتر به حرفهای شما گوش دهند.
  • پرت شدن حواس: اگر ما به طور خاص به گفته های فرد مقابل علاقه مند نیستیم و یا اینکه واقعا نمی خواهیم به حرف آنها گوش دهیم، خیلی راحت ممکن است به چیز دیگر توجه کنیم و یا حتی چشمهایمان را به سمت دیگر بچرخانیم و نطق طرف را کور کنیم . اما در اینجا هم حداقل می شود یک نمایش توجه کردن را بازی کنید و به چشمهای طرف مقابل نگاه کنید و سرتان را تکان دهید و گاهی نیز اصوات تاییدکننده به کار ببرید.

2-بدانید چه موقع ساکت شوید

آیا تا حالا متوجه شده اید که شما دارید جملات دیگران را تمام می کنید؟! این کار را متوقف کنید. همه انسانها یکسری نیازهای اولیه دارند از جمله اینکه احساس کنند که اهمیت دارند و فهمیده می شوند وقتی شما اجازه نمی دهید که فرد حرفش را تمام کند و در یک گفتگو به میان صحبت فرد مقابل می پرید و جملات او را تمام می کنید در واقع تلاش او برای ارتباط برقرار کردن را می ربایید و باعث می شوید فرد احساس ناامیدی و نادیده انگاشته شدن کند. ربودن مکالمه مانع از پیدایش عمق و صمیمیت درگفتگو می شود و آن را تبدیل به یک گفتگوی سطحی و یک طرفه می کند . بخصوص افرادی که مکررا این کار را انجام می دهند احساس نخوت را منتقل می کنند و به نظر می رسد فرد رباینده مکالمه معتقد است که همیشه بهتر از همه می داند.

و اما اگر شما کسی هستید که گفتگوی شما ربوده می شودچه باید بکنید :

  • عقب نشینی نکنید. به جای آن بگویید: « اگر می توانستم حرفم را تمام کنم …»
  • خودتان نمونه خوبی باشید. اگر موقعی متوجه شدید که شما خود کلام فرد رباینده مکالمه را قطع کردید. بگویید: «ببخشید که حرف شما را قطع کردم. داشتید می گفتید …»
  • منظور خود را از گفتگو بیان کنید. قبل از شروع به صحبت بگویید: «ببین من فقط می خوام این موضوع را با تو در میان بگذارم. بنابراین لطفا به من جواب نده یا نصیحت نکن. من فقط میخوام که تو گوش بدی.»

3- خواسته های خود را بیان کنید

آیا تصور می کنید که دیگران انتظارات شما از آنان را می دانند؟ بخصوص همسر شما؟ حتما تاحالا پیش آمده است که به همسر خود گفته اید: «من نباید این را به تو بگویم. تو خودت باید بدونی …»

خیلی خوب می شد اگر آدم ها به صورت شهودی می فهمیدند که طرف مقابلشون دقیقا چی می خواد و چه انتظاراتی داره اما در واقعیت اینطور نیست. اگر تصور شما این است که دیگران دقیقا باید بدانند که شما چه انتظاراتی دارید و چه فکر می کنید و یا دوست دارید دیگران چگونه با شما رفتار کنند، در این صورت اغلب ناامید خواهید شد. اگر شما از این جهت فرد مقابل را سرزنش می کنید در واقع مسوولیت بیان انتظارات و خواسته های خود را نپذیرفته اید.

از خودتان بپرسید:

– آیا انتظارات خود را واضح و شفاف بیان کرده اید؟

-آیا انتظارات شما از دیگران منطقی و واقع گرایانه است؟

– آیا به طرف مقابل هم این فرصت را داده اید که انتظارات خود را از شما بیان کند؟

4-اعتماد به نفس بیان حرف خود را داشته باشید

اگر شما از آن دسته افرادی هستید که از مقابله پرهیز می کنند، احتمال دارد که از کنار مشکلات بگذرید به این امید که خودشان برطرف شوند اما این خطر وجود دارد که این روش پرهیز از مقابله به صورت های اشتباه و مخربی تفسیر شوند. مثلا ممکن است به عنوان نشانه ای از ضعف تلقی شود ضمن اینکه صلح کوتاه و موقتی می تواند در درازمدت پیش زمینه ای برای یک مشکل مهم شود. برای اینکه در یک مقابله، گفتگو به صورت موفقیت آمیزی پیش برود :

  • زمانی که داغ هستید حرف نزنید صبر کنید تا آرام شوید
  • برروی حقایق تمرکز کنید و نه انتقادهای احساسی. نگویید: « تو هیچ وقت گوش نمی دی.» به جای آن بگویید: » قبل از اینکه شروع به صحبت کنی، خوب به حرفهای من گوش بده.»
  • مثال های محکم و قطعی ازحقایق ارائه دهید و نه نتیجه گیری شخصی خود را . به جای اینکه به همکار خود بگویید: » انگیزه تو کم شده است.» بگویید: «متوجه شدم که در جلسه کاری ساکت تر از همیشه بودی.»
  • صحبت خود را با یک جمله مثبت تمام کنید. می توانید به سادگی بگویید: «متشکرم از اینکه وقتت را به من دادی.»یا «متشکرم که گوش دادی و مطمئنم که از حالا به بعد اوضاع بهتر خواهد شد.»

5- تحسین و تعریف کنید

به راحتی از دیگران تحسین و تمجید کنید. تحسین همسر، دوستان و همکاران یکی از سریعترین راهها برای برقرار کردن پل ارتباطی است. اگر این کار را به خوب انجام دهید و مردم را از توانایی هایی که شما در آنها می بینید آگاه کنید دستاوردهای خوبی هم حاصل خواهد شد.

دلایل متعددی وجود دارد که مردم این کار را زیاد انجام نمی دهند:

  • ما فکر می کنیم که دیگران نیازی به این کار ما ندارند.
  • احساس صمیمیت نمی کنیم که بخواهیم از کسی تحسین و تعریف کنیم.
  • می ترسیم که دیگران نیت و هدف ما را اشتباه برداشت کنند.

اما اجازه ندهید که هیچیک از این موارد مانع از این رفتار پسندیده شوند. چند توصیه برای اینکه چگونه مهارت های تشویقی خود را بهتر کنید عبارتند از:

– تشویق و تحسین را یک عادت خود کنید و نه یک تکنیک برای رسیدن به هدف. فردی باشید که مشوق دیگران است.

– از افراد تشکر کنید. در زمان تشکر حتما به فرد نگاه کنید و اگر فرد مقابل همسر یا خواهر و برادر شماست برای افزایش ارتباط احساسی او را لمس کنید.

– نوآوری داشته باشید. اگر فرد مقابل از تحسین و تشویق چهره به چهره راحت نیست، روش دیگری را به کار ببرید مثلا فرستادن یک کارت، ایمیل یا یک یادداشت.

-اگر کسی در مورد فردی چیز خوبی گفت و تعریفی کرد، حتما این گفته خوب را برای او بازگو کنید.