Archive for ژوئن 2009

نهضـت قـاشـق زنــــی و ســـوت زدن

ژوئن 24, 2009

اکنون که مردم دلیر میهن مان خواهان حقوق حقه شهروندی خود هستند و متاسفانه با سرکوب ناجوانمردانه روبرو می شوند ، بسیاری از گروههای مختلف مردم هم دوست دارند که همراهی خود را با دیگر هموطنانشان نشان دهند اما احتمالا بعضی از محدودیت ها و معذوریت ها و یا فضای امنیتی اجازه این همراهی را به آنان نداده است. پس می توان در حاشیه ، کارهای دیگری هم که باعث مشارکت تعداد بیشتری از مردم بخصوص در شهرستانها شود پیشنهاد داد ، یکی از چیزهایی که به نظر من می رسد قاشق زنی است.
شاید نوجوانان و جوانان امروز ، تجربه قاشق زنی نداشته باشند اما حتما در مورد آن که یکی از آیین های چهارشنبه سوری است شنیده اند.
پیشنهاد من این است که شب ها حدود ساعت 9:30 همه مردم می توانند در این اقدام مشارکت کنند به این صورت که چهره بپوشانند که هویتشان شناخته نشود ( می توانند چادری بر سر بیندازند یا به هر طریقی که دوست دارند صورت را بپوشانند ) و سپس در کوچه و خیابان ، بالای بام و یا حتی پشت پنجره خانه اشان با قاشق بر کاسه مسی بکوبند برای طلب حقوق انسانی و شهروندی خود و برای تداوم آزادی خواهی.
برای این کار ابتدا باید اطلاع رسانی گسترده کنیم و یک شب را تعیین کنیم که از آن زمان همه شروع کنند ( مثلا سه شنبه شب 9 تیر ) و گروه دوستان یا اعضای خانواده ها می تونند قرار بذارند که اولش با هم شروع کنند.
دوستان دیگر هم اگر نکته ای در جهت این پیشنهاد یا پیشنهادات مشابه برای اینکه مردم بخصوص در شهرستانها بتوانند مشارکت بیشتری داشته باشند دریغ نکنند.

پی نوشت : یکی از دوستان در دنباله پیشنهاد کرد که از سوت زدن هم میشه استفاده کرد ( سوت زدن با یک سوت )

Advertisements

سه پـرسش از پرزیدنت اوباما

ژوئن 23, 2009

در رابطه با فراخوان بالاترین در مورد سوال از باراک اوباما ، برخی سوالات مهم در مورد حوادث اخیر را دوستان مطرح کرده بودند ، من هم سه سوال از جناب پرزیدنت دارم :

● چرا در حالی که مثلا فروش هواپیمای مسافری به علت تحریم به ایران ممنوع است ، اما کمپانی های تله کامیونیکشین غربی به راحتی تکنولوژی کنترل و سانسور اینترنت و سیستم های شنود ارتباطات را در اختیار ج.ا قرار می دهند و یا فروش وسایل سرکوب کننده مردم به ج.ا شامل این محدودیت ها نیست
● چرا آمریکا به راحتی به افرادی مثل آیت الله مصباح و افراد دیگه که وابستگی های قطعی به ارگانهای خاص ج.ا دارند و یا کلا حزب اللهی هستند و پستهایی در ج.ا دارند ویزا میده اما برای مردم عادی ، محدودیت های بسیار بیشتری برای صدور ویزا وجود داره
● چرا کشورهای غربی، به خاطر منافع اقتصادی ناشی از معامله با ج.ا ، بسیاری از تخلفات ضدمردمی آنان را نادیده و یا پنهان نگاه داشته اند ( منظور بیشتر همین حسابهای کلان سران ج.ا در بانکهای اروپا بخصوص در بریتانیا است که تا حدودی جدیدا آشکار شد ) و در بسیاری از پنهان کاری های ج.ا با آنها همکاری داشته اند

کمک های اولیه خیابانی: جراحات سطحی خونریزی دهنده

ژوئن 21, 2009

در هر گروه چند نفره ، یک نفر سعی کند که وسایل زیر را در یک کوله پشتی کوچک با خود داشته باشد: گاز استریل ، پنبه ، باندنخی ، باند کشی ، پارچه تمیز نخی ، دستکش یکبار مصرف یا لاتکس

اقدامات برای جراحت سطحی خونریزی دهنده :

● مطمئن شوید که خود و مجروح در معرض خطر جدی مستقیم قرار ندارید.
● بهتر است مجروح در حالت نشسته یا درازکش قرار گیرد.
● در صورت امکان دستکش بدست کنید تا کمترین تماس را با خون مجروح داشته باشید.
● لباس را از روی زخم کنار بزنید و یا لباس را در محل زخم پاره کنید که بتوانید زخم را به خوبی ببینید
● لوازم زینتی را از اندام مجروح خارج کنید که در صورت ورم اندام ، آنها موجب اشکال در خونرسانی به اندام نشوند.
● با گاز استریل و یا در صورت موجود نبودن با یک پارچه تمیز روی زخم فشار دهید و بدون انقطاع فشار را برای مدت 10-15 دقیقه ادامه دهید ، فشار باید به اندازه کافی باشد ولی در عین حال آنقدر زیاد نباشد که خونرسانی به اندام را مختل کند.
● از پنبه برای فشار دادن روی زخم استفاده نکنید ولی می توانید برای تمیز کردن اطراف زخم استفاده کنید.
● در صورتی که جسم خارجی روی سطح زخم است و داخل بافت فرو نرفته است قبل از فشار روی زخم آن را بردارید اما در صورتی که جسم خارجی در بافت فرو رفته است به هیچ عنوان اقدام به خارج کردن جسم خارجی نکنید و فشار را در اطراف آن وارد کنید و نه روی آن.
● گازهایی را که روی زخم گذاشته اید برندارید ، حتی اگر کاملا خون آلود شدند بلکه گاز بیشتر بر روی آنها اضافه کرده و پانسمان فشاری انجام دهید.
● اندام خونریزی دهنده را بالاتر از سطح قلب قرار دهید مثلا اگر دست در حال خونریزی است آن را بالا نگاه دارید و یا اگر خونریزی از پا است ، در حالی که فرد دراز کشیده ، چیزی زیر پای او بگذارید تا بالاتر از سطح قلب قرار گیرد.
● منطقه خونریزی دهنده را سرد کنید. در صورت امکان چند قطعه یخ را دریک پارچه پیچیده و روی زخم قرار دهید، هیچگاه یخ را مستقیما روی پوست قرار ندهید.
● سعی کنید تا آنجا که می توانید تمیز کار کنید و از صدمه بیشتر به زخم خودداری کنید.
● همزمان سعی کنید از کلمات مثبت روحیه بخش استفاده کنید. مانند تو فوق العاده ای ، کارت درسته ، مایه افتخار هستی ، تو یک شیرمرد ( شیرزن ) هستی و به وی اطمینان دهید که در کنارش هستید و او به زودی خوب خواهد شد.( به کار بردن کلمات مثبت و انرژی دهنده باعث ترشح هورمونی در بدن می شود که مقاومت بدن را به میزان قابل توجهی بالا می برد)

*** توضیح ضروری : در صورتی که خونریزی حالت جهنده و فورانی دارد و یا با این اقدامات شما حتی شدت آن کاهش نیافت ، خونریزی احتمالا از منشا شریانی است که باید هر چه سریعتر بیمار را به مرکز درمانی برسانید.
** در مورد اقدامات لازم برای خونریزیهای شریانی در قسمتهای بعد توضیح داده خواهد شد.

کمک های اولیه خیابانی: اسپری فلفل و گاز اشک آور

ژوئن 19, 2009

اسپری فلفل و گاز اشک آور دو نوع از مواد شیمیایی التهاب زا و اشک آوری هستند که به طور گسترده ای توسط نیروهای ضد شورش مورد استفاده قرار می گیرند.
اینها با تحریک مخاط چشم ، بینی ، دهان و ریه ها موجب اشک ریزش ، عطسه ، سرفه ، ناراحتی تنفسی و یا سوزش و درد چشم و کوری موقتی می شوند.
این مواد در حرارت آتش معمولا اکسیده و بی اثر می شوند برای همین معمولا در محیطی که این گازها مورد استفاده قرار گرفته است روشن کردن فندک یا یک کاغذ آتش گرفته در نزدیکی شما باعث می شود که اثر این گازها بر روی شما کمتر شود . گرچه بهترین و موثرترین روش دور شدن از محیط حاوی این گازها و دسترسی به هوای آزاد است.
در اینجا چند نکته در مورد چگونگی آمادگی و پیشگیری و راه مقابله با اثرات این مواد توضیح داده می شود.

پیشگیری و آمادگی
● استفاده از ماسک های ضد گاز
● استفاده از ماسکهای دارای فیلتر
● استفاده از عینک ، بخصوص عینک های شنا ، در درجه بعد عینکهای آفتابی که پوشش خیلی خوبی روی چشم ایجاد کرده باشد
● در صورتی که احتمال می دهید که در فضای این چنینی قرار بگیرید ، از لنز چشمی استفاده نکنید
● هرچقدر پوست پوشیده تر باشد کمتر در معرض مستقیم قرار می گیرد

چگونگی کمتر کردن اثر و درمان

● به سمت هوای آزاد بروید . این گازها سنگین تر از هوا هستند و بیشتر نزدیک به زمین قرار می گیرند بنابراین ایستادن بهتر از نشستن و خوابیدن روی زمین است . سعی کنید به سطوح بالاتر بروید مثلا بالای ساختمان ، دیوار یا تپه

● این مواد بر اثر حرارت آتش ،اکسیده و بی اثر می شوند.

● استفاده از یک دستمال آغشته به سرکه سیب ( که کمتر محرک است ) و یا آبلیمو بر جلوی دهان و بینی هم تا حدودی موثر است
●هیچگاه لباس خود را روی سر خود نکشید. این گازها در لباس شما مانده و اثر بیشتری روی چشمان و پوست صورت شما خواهند گذاشت

● ترجیحا لباس ها و جواهرات را از تن در آورید یا از سر و صورت خود پایین بکشید
● اگر لنز چشمی دارید ، آن را خارج کنید
● آگاهانه و مکررا پلک بزنید تا اشک چشم شما اسپری فلفل را زودتر از چشم شما بزداید
● از مالش چشم و پوست جدا خودداری کنید
● پوست و چشم را با آب سرد به مقدار زیاد بشویید. از مالش دست روی پوست خودداری کنید. در مرحله اول فقط با آب سرد به میزان فراوان بشویید بدون استفاده از مواد شوینده و تمیز کننده
● هر قسمت بدن را جداگانه بشویید و مراقب باشید که آب از اندام آلوده به قسمتهای دیگر بدن جاری نشود و سپس دوش بگیرید
● دوش بگیرید اما در وان حمام نخوابید
● از آب داغ استفاده نکنید. آب داغ موجب باز شدن منافذ پوست و بیشتر شدن اثر این مواد بر پوست می شود
● از کرم های روغنی و ضد آفتاب برای تسکین استفاده نکنید. چون باعث بیشتر شدن اثر این مواد بر پوست می شوند
● پس از شستن اولیه ، می توانید با آب و صابون ملایم یا شامپوی بچه پوست را تمیز بشویید با مالش بسیار ملایم
● شستشوی پوست تحریک شده با شیر هم موثر گزارش شده است
● در موارد تحریک گلو و حلق می توانید از شربت مائولوکس ( شربت Al.Mg) استفاده کنید. ( مقداری از شربت را با آب مخلوط کرده و با آن قرقره کنید و یا شربت را کمی در دهان نگاه داشته و سپس فرو دهید)
حتی شستشوی پوست تحریک شده با مخلوط آب و این شربت برای تخفیف تحریک پذیری پوست تا حدودی موثر بوده

حضــور در نمــاز جمعــه عـاقــلانــه به نظــر نمــی رسـد

ژوئن 18, 2009

فکر می کنم مردم باید در این شرایط خیلی حواسشون جمع باشه و مواظب باشند.
به نظر من رفتن اعتراض کنندگان به نماز جمعه جایی که یک عالمه بسیجی و نیروهای مواجب بگیر هیجانی جمع هستند کار اشتباهی می تونه باشه
اینکه مهاجرانی گفته که برای رسوندن پیام و صدای اعتراضتون به رهبر به نماز جمعه بروید به نظر من اصلا دلیل و پیشنهاد خوبی نیست ، مگه ایشون از وضع مملکت خبر نداره که مردم برای رسوندن پیامشون مجبور بشن برن نماز جمعه ، ضمن اینکه حضور در نماز جمعه یک جوری تایید ایشون است.
اما خیلی محتمل است که تله ای برای گروهی از مردم باشه ، بخصوص که اخبار ضد و نقیض هم منتشر شده که موسوی گفته تجمع بعدی شنبه است. خدایی نکرده تله ای نشه برای طرفداران کروبی.
من پیشنهادم این است که به هیچ عنوان به نماز جمعه نروید و اگر در هفت تیر تجمع کردید، همانجا اعلام کنید که اعتراض محدود به همین جاست و مردم به نماز جمعه نروند.

توضیح لازم : من خودم به کروبی و تیمش رای دادم .اما این کار به نظرم اصلا درست نیست ضمن اینکه طرفداران کروبی و موسوی باید همچنان هماهنگی و اتحادشون را با هم حفظ کنند و این دو هم باید کارهاشون را با هم هماهنگ کنند.

کـــودتــایــی بــرای تحقیـــر و نــاامیـــد کــردن مــردم

ژوئن 14, 2009

این نحوه تقلب و اعلام نتایج انتخابات واقعا بی سابقه بوده است ، یعنی با وجود اینکه همیشه از ابتدا تقلب انجام میشده ولی همیشه سعی می کردند شکل موجهی به آن بدهند و نمایش را جوری ترتیب دهند که مثلا دارند انتخابات مردمی برگزار می کنند ، نمایشی که ما میدانستیم سراسر دروغ است و آنها هم میدانستند که ما میدانیم . اما این بار حتی سعی نکردند که نمایشی اجرا کنند ، و مخصوصا سعی کردند مردم را تحقیر کنند اینکه چرا اینگونه رفتار کردند از ابعاد مختلف قابل بحث است ولی از بعد فرهنگی و اجتماعی دشمنی با عزت نفس مردم یکی از دلایل مهم است.
دوست عزیز Human Being در کامنتی که در یکی از پستهای قبلی من گذاشته به نکات ارزشمندی اشاره کرده که با اجازه خودش ، نوشته اش را اینجا می گذارم :
یک کمی باز تر که نگاه کنیم می بینیم که این یک جور جنگ روانی برای نا امید کردن مردم است.

مردم ما بعد از سالها کم کم داشتند رو می آوردند به رفتار های مدنی … به اینکه ننشینند و منتظر باشند که ناخدا کشتی را جایی ببرد و دیگران برایشان تصمیم بگیرند… اینکه هرکسی در حرکت کشتی سهمی دارد… اینکه حتی اگر ناخدا بلد نباشد کاری کند… آنها کاری کنند و بی تفاوت نباشند… شرکت در انتخابات نشانه ی آگاه شدن از فردیتشان بود… فردیتی که همواره در نظام اجتماعی ارباب رعیتی ما نادیده گرفته شده بود… خوب آنها شروع کرده بودند به شنا کردن… حالا اینکه چرا توی این دریا که همه اش حقه بازی است… دیگه حرف نامربوطی است…( این را به کسانی می گویم که مردم را تحقیر می کنند که گول خوردند و باختند…) مردم توی این دریا دارند دست و پا می زنند … همه ی تلاش هایشان هم همین جا می تواند باشد… تحریم برای آنها به معنی تسلیم بود… تحریم فقط وقتی می توانست موثر باشد که فراگیر باشد که اصلا زمینه ی این فراگیری نبود… اول از همه به خاطر عقب ماندگی اجتماعی و روانی و شخصیتی روشنفکران شعار گرا…

بر می گردیم به جنگ روانی … تقلب بسیار بی شرمانه و سرکوب ، برای نا امید کردن مردم از این حس قشنگی است که تازه دارد در آنها جوانه می زند… این حس خوب که با قدم های کوچک خودشان و با مشارکت مدنی و دسته جمعی می تواند کم کم به جایی برسند… در نتیجه دوباره مایوس شوند و متفرق و خانه نشین… و کشتی را بسپارند به دست دیگران…

بله به جای محکوم کردن همدیگر (که شما به زیبایی اینجا آنرا تحلیل کرده اید)، باید یه مردم گفت که

آنها بهترینند… آنها عزیز ترینند چون دارند تلاش می کنند … با اینکه خیلی چیز ها را هنوز شاید ندانند … اما مهم تلاش کردن است … حتی اگر ادم اشتباه هم بکند، دارد حرکت می کند… ذات حرکت همین است… کم کم با هم بودن را که یاد گرفتیم اشتباهات هم کمتر می شود… و لی نباید به خاطر ترس از اشتباه ، اصلا بی حرکت شد…

باید به مردم گفت که نا امید نشوند… باید به مردم گفت که تمام آن چیز های خوبی که درونشان بوجود آمده را فقط در هیجانات خالی نکنند و بدانند که باز هم می توانند این راه قشنگی را که شروع کرده اند … ادامه دهند… چطوری؟

اول از همه تسلیم نا امیدی نشدن است بعد همیشه وقتی همه بنشینند و حرف بزنند… عقل ها که روی هم ریخته بشه راهی پیدا میشه… حتی اگه تاریکی هی غلیظ تر بشه… فقط باید به همه دیگه احترام گذاشتن و شنیدن حرف همه را حسابی تمرین کنیم…

ســـی ســـال دروغ و تقلــــب

ژوئن 14, 2009

تقلب از همان ابتدای انقلاب وجود داشت و با گذر زمان شکل زشت تر و وقیحانه تری گرفت. در همه ی این سالها ، به راحتی نه تنها در انتخابات ، بلکه درتمام عرصه های مدیریتی مملکت از سیاسی ، اجتماعی ، فرهنگی تا اقتصادی به مردم دروغ گفته شد و برای خود این تقلب ها را به بهانه مصالح نظام و اسلام توجیه کردند و همیشه مردم ایران در این میان غریبه بودند ، چرا که آنچه که اصلا مطرح نبود مصالح مردم ایران بود و در واقع از کیسه و اعتبار ایران برای منافع نظام هزینه شد ، نظامی که از این ملت و با این ملت نبود.
جریان به اصطلاح اصلاح طلب تنها کار درستی که می تواند در عمر سیاسی خود انجام دهد اعتراف به این اشتباه و دروغ گویی به ملت از ابتدا است . آنان تصور نمی کردند حلقه خودی ها آنچنان به مرور تنگ شود که روزی آنها هم از این دایره بیرون بمانند ولی این کودتا در واقع پیامد قابل انتظار همان سیاستهایی است که از ابتدای انقلاب پایه ریزی شده است.

ســرزنــش کن مرا ، اما این چـاره کار نیست

ژوئن 13, 2009

چهار سال پیش در انتخابات شرکت نکردم و در این چهار سال بارها شاهد بودم که افرادی که از مشکلات موجود ناراضی بودند ، دیگرانی را که در انتخابات شرکت نکرده بودند سرزنش می کردند و معتقد بودند که انتخاب یک فرد میانه رو شرایط را برای مردم اینقدر سخت نمی کرد و دلایل ما مبنی بر اینکه رای مردم تعیین کننده نیست و انتخابات فقط نمایش است و معادلات بین جناحی است که اوضاع را رقم می زند نمی توانست برایشان قانع کننده باشد.
این بار در شرایطی که همچنان معتقد بودم که رای ما تعیین کننده نیست و بازی دو سر باخت برای مردم طراحی شده است تنها دو روز مانده به انتخابات وقتی مطمئن شدم که تعداد شرکت کننده ها بسیار زیاد است و تعداد اندک ما تاثیر چندانی ندارد ، در انتخابات شرکت کردم و به کروبی رای دادم ، نه به این خاطر که امیدی به انتخابات داشته باشم بلکه به این جهت که همیشه معتقد بوده ام که تغییر با کار فرهنگی بدست می آید. در شرایطی که می دیدم جو هیجان غالب است سعی کردم بگویم و نشان دهم که بهتر است قدری عقلانیت را جایگزین هیجان کنیم و حداقل به برنامه ها بنگریم و نه به رنگ ها، کما اینکه در این آمار سازی آنچه که از همه جالب تر بود اعلام عدد سیصد هزار برای کروبی بود ، این عدد سازی تحقیر آمیز فقط نشانه عدم تحمل و دشمنی با اینگونه برنامه هایی است که تلاشی به سمت حقوق اولیه انسانها و دموکراسی هستند.
اکنون دوستانی که معتقد به تحریم بودند ، کسانی را که شرکت کرده اند سرزنش می کنند و گرچه شاید این انتقاد به جا باشد ولی فقط در این انتخابات بود که دیگر هیچگونه ابهامی برای آحاد مردم باقی نماند و به روشنی به همه ثابت شد که انتخابات نمایشی بیش نیست و آرای مردمی هیچگاه تعیین کننده نبوده اند حتی در همان اولین انتخابات جمهوری اسلامی با وجود اینکه مردم تا حدودی تحت تاثیر جو هیجانی قرار گرفته بودند ، مطمئن باشید آمار 98 درصدی فقط یک دروغ بزرگ بود.

سخن این است که اینکه مردم درگیر این بحث های فرسایشی با یکدیگر شوند و هر از چندی یک گروه ، دیگری را سرزنش کند چاره کار نیست . این دقیقا همان چیزی است که آنها می خواهند. گرچه نقد رفتارهای اجتماعی و سیاسی کار پسندیده ای است که می تواند درس های آموزنده ای برای همه ما داشته باشد. باید همگی به جای مقابله بدنبال تفسیرهای سازنده و چاره جویی باشیم.
و اما در مورد تحریم و مشارکت ، ظاهرا بافت اجتماعی و پهناوری کشورمان دو عامل موثری ( و البته نه تنها عوامل ) هستند که هیچگاه تحریم با اقبال عامه مردم روبرو نشده و این بحث محدود به یک قشر خاص بوده است لذا تحریم وسیع تاثیرگذار بعید شده است.

ضمن اینکه از نظر بین المللی هم باید روی این قضیه کار بشه که مشارکت در انتخابات نباید به معنای رضایت و یا مشروعیت بخشیدن به حکومت تفسیر شود ، در کشورهایی که مردم از زندگی شون رضایت دارند عامه مردم ضرورتی به شرکت در انتخابات نمی بینند و مشارکت 50 تا 60 درصد است ، در جایی مثل ایران که مردم جونشون به لبشون رسیده و از بسیاری چیزها ناراضی هستند به دنبال یک کم تغییر در جهت بهتر شدن در انتخابات مشارکت می کنند و البته بی شرمانه آرای شان نادیده انگاشته می شود.

فکر می کنم این انتخابات را میشه از ابعاد مختلف تفسیر کرد در آنصورت می توان دید که مشارکت هم پیامدهای مثبتی داشته و همچنان این بحث باز است که عدم مشارکت وسیع هم می توانست نتایج خوبی داشته باشد

توضیح ، پی نوشت : من از اینکه در انتخابات شرکت کردم پشیمان نیستم ، ظاهرا برخی از تیتر چنین برداشتی کرده اند ، در صورتی که منظور من این بود که اینکه در هر دوره ای ، یک گروه بخواد گروه دیگر را مقصر بدونه و سرزنش کنه درست نیست و چاره کار نیست.

با قلبی فشرده به کـــروبــی رای می دهم

ژوئن 10, 2009

دلم به درد می آید واقعا ، سهم ما از سرنوشت نباید این می بود که اینگونه ناجوانمردانه و بیشرمانه به بازی گرفته شویم ، بازی که دو سر باخت برای ما و دو سر بُرد برای آنان طراحی شده است.
بیشتر ما دوست نداشتیم در چنین نمایش انتخاباتی شرکت کنیم ، انتخاباتی که فقط تحقیر حقوق انسانی و شهروندی ماست.
مردمی که از داشتن یک رئیس جمهور وقیح و خائن خسته و سرافکنده شده اند ، در پی این هستند که فرد دیگری را جایگزین کنند و جو آنگونه است که فقط هدف این است که احمدی نژاد رئیس جمهور نشود و آنچنان این جو هیجان زده فراگیر شده است که نمی توانند بقیه داستان را ببینند ، که خود نظام هم میداند که احمدی نژاد به تاریخ انقضای خود رسیده است و با شناخت از جو موجود جامعه ، فرد دیگری را که خود صلاح می دانسته اند و میانه رو تر است با قدری رنگ اصلاح طلبی به مردم و جوانان معرفی کردند و برنامه ریزی های زیرکانه ای در جهت فراگیر کردن این شور، بین مردم کردند تا مطمئن شوند که در یک انتخاب مردمی کاندیدای مورد نظر آنان رای خواهد آورد .
دلم به درد می آید که رنگی که نشانه تفوق اعراب بر ایران است اینگونه در بین مردمم همه گیر می شود و مردم ناآگاهانه در حالی که با عشق و شور سعی می کنند کاری به نفع ایران انجام دهند در واقع در جهت عکس گام بر می دارند. تمام این هیجانات و شور انقلابی مرا به یاد زمان انقلاب می اندازد که مردم هیجان زده خطری که متوجه ایران بود را درک نکردند و فرصتی را که بختیار داشت برای ایجاد دموکراسی در ایران به راحتی به هدر دادند فقط به خاطر اینکه شناخت درستی از تاریخ و وقایع سیاسی نداشتند و متاسفانه به اصطلاح روشنفکران و گروههای فعال سیاسی این مملکت هم که باید با درک صحیح از قضایا راهنمای خوبی برای عامه مردم باشند خود هیجان زده تر و جو زده تر از بقیه مردم از این قضایا بازی خورده و باعث گمراهی مردم شدند.
الان هم به نظرم باز مردم متوجه حقایق پنهان پشت صحنه نیستند که تمام اینها برای تفوق هر چه بیشتر جریان تندرو طراحی شده است.
نه اینکه بقیه افراد این نظام آدمهای صالحی باشند ، نه همه شان بارها ثابت کرده اند که تمام هدفشان برای حفظ نظام است و اگر دعوایی است بر سر لحاف ملا نصرالدین ( پول نفت مردم ایران ) است برای بدست آوردن منابع بیشتر قدرت و مال.
نشانه های بسیاری در مورد سوال برانگیز بودن موضع موسوی وجود دارند از نحوه ورود ایشان به صحنه انتخابات تا سخنرانی هایی که به کرات در آنها اشاره به بازگشت به دوران ارزشی اوایل انقلاب می کند و حتی این رنگ سبز سیدی که همیشه نشانه اعراب بوده و بیشتر یادآور پرچم عربستان است اما وقتی هیجان غالب است ، جایی برای تفکر نمی ماند
در این شرایط که بخصوص مردم با تعداد زیاد تصمیم به شرکت در انتخابات گرفته اند، کنار نشستن ما در نهایت تفاوتی برای نظام نخواهد داشت اما شاید با مشارکت بیشتر کسانی که متوجه قضایا هستند شاید اقلا کسی که کاندیدای مستقیم جناح تندرو نیست بتواند به حد نصاب آرا برای رسیدن به مرحله دوم دست یابد و تا آن موقع مردم هم بتوانند با قراردادن قضایا در پرسپکتیو برداشت دقیق تری از ماجراها داشته باشند.
کروبی کاریزماتیک نیست ولی صراحتا موضع اش را مشخص کرده که اصلاح طلب است برخلاف موسوی ، ضمن اینکه افرادی که در تیم کروبی هستند و یا از کروبی حمایت کرده اند مثل دفتر تحکیم وحدت کسانی هستند که با جناح تندرو و تمامیت خواه نظام ، زاویه دارند

انتخـــابـــات ، زمـانـی بـرای هیجـان

ژوئن 5, 2009

دلایل متعدد و گوناگونی برای مشارکت افراد مختلف در انتخابات وجود دارد. همانطور که شاهد هستید اکنون فضای هیجانی انتخاباتی تقریبا همه گیر شده و به قول دوستی حتی اونهایی هم که فکر می کردند قضیه فقط انتخاب بین بد و بدتر و یا کند کردن روند صدمه به ایران است انگار یادشون رفت و دستخوش احساسات شده اند.
شاید کمتر جامعه ای را بتوان یافت که به اندازه جامعه ما سیاسی باشد و از خُرد و کلان در انتخابات شرکت کنند و یا اصولا در موضوعات سیاسی وارد شوند.
ما جمعیت جوان بالایی داریم ، جوان اصولا خاصیتش این است که در فعالیتهای گروهی و اجتماعی دارای هیجان شرکت کند ، جایی که بتواند خودش را نشان دهد ، ابراز نظر و وجود کند ، مـوثـر باشـــد ، در جهت آنچه که فکر می کند با شور و اشتیاق اقدام کند ، متفاوت از روزمره گی رفتار کند . همه اینها را هم با صداقت ، زیبایی و هیجان انجام می دهد. این موضوع البته منحصر به جوانان نیست و همه مردم از هر گروه سنی از چنین شرایطی لذت می برند که قدری هیجان به زندگی کسل کننده شون وارد بشه و به بهانه ای بتونند قدری کار متفاوت انجام بدهند و از حضور خودشون در جامعه لذت ببرند.
در یک جامعه عادی معمولا این گونه اشتیاق ها و هیجانات متوجه برنامه های مختلف می شود مثلا در کشورهای غربی جوانان اعم از دختر و پسر آزادانه در مسابقات ورزشی ، کنسرت ها ، کارناوال ها و جشنواره ها هیجانات خود را بیرون می ریزند و یا در فعالیتهای مختلف از انتخابات تا برنامه های گروهی اجتماعی گوناگون مثل فعالیتهای حقوق بشر ، محیط زیست و … مجال نشان دادن عقاید و موثر بودن در جامعه را پیدا می کنند. حتی در ایران باستان هم می بینید که چقدر جشنواره های متعدد برای مشارکت مردم وجود داشته است.
اما پس از انقلاب به خاطر شرایط و محدودیت ها و جو حاکم که چنین آزادی هایی وجود ندارد ناخودآگاه این حرکتها با توجه به جو جامعه ، جهت داده می شوند و البته برنامه ریزان و فعالان سیاسی و سیاستمداران هم می دانند که چگونه در جهت اهداف خود از این احساسات استفاده کنند و برخی هم که اصولا موج سواران قابلی هستند.

*** پی نوشت :در این نوشته فقط از یک دیدگاه به هیجانات انتخاباتی پرداخته ام و همانطور که بالا اشاره کردم مسلما دلایل بسیار متعددی در مشارکت مردم نقش دارد. ضمن اینکه اصلا قصد نفی و یا تایید نبوده است