Posts Tagged ‘کلیشه’

رضـا پهلـــوی: متفاوت با کلیشه ها

ژانویه 9, 2012

در کشور ما در عرصه سیاست کمتر پیش آمده است که مردم، موافقین و مخالفین یک شخصیت یا جریان سیاسی، براساس مستندات ، گفته ها، عقاید، باورها و عملکرد فرد، وی را نقد کرده و طرفدار یا مخالف وی باشند بلکه بیشتر جبهه بندی آنها معمولا بدون مطالعه و بررسی، و تنها با توجه به یکی از موارد زیر شکل می گیرد:
1- فرد معرف چه گروه یا باند سیاسی است
2- فعلا فرد در مقابل و جبهه مخالف چه کسی قرار گرفته است
3- جو هیجانی جامعه چه کسی را به صورت بزرگنمایی شده مطرح می‌کند
4- منافع و مصالح باند متبوع فرد، در رابطه با فرد مذکور چگونه اقتضا می‌کند

گروههای سیاسی در ایران بیشتر گروههای ایدئولوژیک شامل طیف های مختلف احزاب اسلامی و یا گروههای چپ با گرایشات کمونیستی بوده‌اند. وجه شاخص و مشترک این گروهها این است که برای آنان، ایدئولوژی برتر از انسان و منافع ملی کشور قرار می‌گیرد، بنابراین این گروهها بخصوص شخصیتهای سیاسی دیگر را از دریچه منافع گروهی خود و با لنز ایدئولوژیک ارزیابی می‌کنند.

رضا پهلوی در شرایط و موقعیت‌های مختلف، مواضع سیاسی خود را به صراحت مطرح کرده است که در بسیاری موارد با پیش ذهنیت‌ها و آنچه که گروههای سیاسی مخالف وی از جمله جناح‌های مختلف جمهوری اسلامی سعی در القا آن به مردم داشته اند متفاوت بوده‌است. موضوع این نوشتار بررسی دیدگاههای سیاسی رضا پهلوی نیست بلکه نگاهی به رویکرد و روش تعامل وی با دیگران مد نظر است که با آنچه که تا کنون در سیاستمداران و فعالان سیاسی این مملکت وجود داشته متفاوت است. البته این نوع رویکرد مسلما برآمده از دیدگاههای سیاسی و اجتماعی وی است.

چند خصوصیت شاخص که او را از کلیشه های رایج متمایز می کند عبارتند از:

● هاله تقدس و قدرت به دور خود ایجاد نمی کند

معمولا رهبران سیاسی در این خطه از دنیا سعی کرده‌اند که برای خود هاله ای از تقدس یا قدرت ایجاد کنند تا دیگران به راحتی نتوانند به آنها نزدیک شوند و به گونه ای خود را تافته جدا بافته از بقیه مردم می‌دانند و اما فردی که به خصوصیات فردی خود اعتماد دارد و قائل به استفاده از دانش و تجربیات خود است، شهامت مواجه شدن با نظرات متفاوت و انتقادی را هم دارد برای همین حتی از اینکه در سایت « بالاترین» هم به عنوان یک کاربر عضو شود و خود را در معرض انتقاد قرار دهد هراسی ندارد. سایتی که در آن افراد با مواضع سیاسی مختلف بخصوص از جناح‌های اصلاح‌طلب جمهوری اسلامی فعالیت چشمگیر دارند و با توجه به منافع گروهی خود برخوردهای انحصارطلبانه و غیرمنطقی زیادی از خود نشان می‌دهند.

رفتار باندی از خود نشان نمی‌دهد و مواضع انساندوستانه و حقوق بشری وی واقعی است

در بسیاری موارد شاهد بوده‌ایم که فعالان سیاسی حتی اگر در این زمینه‌ها اظهاراتی داشته‌اند، در عمل در واقع قائل به خودی و غیرخودی بوده و نه تنها حقوق بشر آنان شامل حال غیرخودی‌ها از نظر آنان نمی‌شده بلکه گاهی غیراخلاقی ترین و غیرانسانی ترین برخوردها را هم با افراد خارج از دایره خودی‌هایشان داشته اند.اما می بینیم که رضا پهلوی، حقوق انسانی گروهی از مجاهدین را که در عراق وضع نامطلوب و نامعلومی دارند دنبال می کند و در این مورد نامه نگاری به روسای کشورها هم انجام می‌دهد. گروهی که نه تنها از پایگاه مردمی برخوردار نیستند بلکه به خاطر دیدگاهها و عملکردهایشان تا حدودی منفور هم هستند و البته نقش بسیار مهم و غیرقابل انکاری هم در انقلاب سال پنجاه و هفت و سرنگونی حکومت پدر وی داشته اند و اکنون نیز بسیار بانفرت و بدور از هر گونه واقع بینی با وی برخورد می کنند.

پاسخگو است

در فرهنگی که توضیح دادن و پاسخگو بودن مطرود است و با این توجیه که باعث پررو شدن و متوقع شدن طرف مقابل می‌شود، اکثرا با روشهای متبخترانه یا سفسطه‌‌آمیز از توضیحات طفره می‌روند، رضا پهلوی از اینکه حتی بارها با سوالات تکراری در مورد مواضعش، حکومت پدرش، نقش خود در آینده سیاسی ایران و … مواجه شود مشکلی ندارد. او حتی در گفتگو با خبرنگاری که نماینده و طرفدار متعصب جناح اصلاح طلب است شرکت می‌‎کند چرا که می‌داند هرچقدر افکار عمومی با گفتگوها و توضیحات روشن شود بهتر است ولو اینکه طرف مقابل استانداردهای یک گفتگو را کاملا رعایت نکند. در هر حال هر کسی مسوول رفتار و گفتار خویش تلقی می‌گردد و اصل گفتگو ارزش دارد.

معتقد به روشهای پوپولیستی و مصلحت‌اندیشی نیست

در همین تاریخ معاصر بارها شاهد بوده‌ایم که فعالان عرصه سیاست و به اصطلاح روشنفکران با روشهای پوپولیستی اهداف خود را پیش برده و با مصلحت‌اندیشی ، حق را ناحق کرده و اخلاقیات و اصول انسانی را در بسیاری موارد زیر پا گذاشته اند. اما رضا پهلوی به نظر می‌رسد که واقعا دغدغه انسانیت، مردم و ایران را دارد و نه به قدرت رساندن خود از روشهای میان بر و عوامفریبانه. برای همین راهکارهای وی انسانی و در برگیرنده منافع همه مردم و ایران است. مثلا وقتی عده‌ای بدون در نظر گرفتن پیامدها فکر می کنند که جنگ آسانترین راه خلاص شدن از جمهوری اسلامی است او با مردود دانستن راه حل جنگ بدنبال راهکارهای انسانی و برانگیختن حمایت بین المللی از حرکتهای مردمی و ایجاد خودباوری در مردم است که ما خود باید تغییر را ایجاد کنیم.

و اما هنگامی که فردی بر طبق کلیشه های متداول رفتار نکند بسیاری از افراد که قائل به رفتارهای کلیشه ای که در ابندای گفتار ذکر شد هستند و اصولا بندرت رفتاری خارج از این ساختار دیده اند در برخورد و تعامل با وی دچار سردرگمی و حتی خشم می‌شوند.
مخالفینش نمی توانند با حرفها و دیدگاههای منطقی و انسانی وی مخالفت کنند و رفتار انعطاف‌پذیر و دموکرات وی نیز بیشتر خشم آنان را بر‌می انگیزد چرا که اگر طبق الگوهای متداول می بود، منکوب و سرکوب کردن راحت تر می‌شد، اما اکنون تنها چاره‌ای که دارند فرافکنی و محکوم کردن چیزهایی است که ربطی به او ندارد و خود وی بارها روش و عملکردش را متفاوت از پدرش ذکر کرده و نقدهایی هم بر آن دوران داشته است.

از طرفی برخی از طرفداران  رضا پهلوی هم این همه فروتنی، انعطاف پذیری و پاسخگو بودن را بخصوص در مقابل افراد و گروههایی که خود در تعامل با افراد دیگر متوسل به روشهای غیراخلاقی و غیرانسانی برای منکوب کردن اندیشه متفاوت می شوند، نمی پسندند. چرا که آنان نیز در واقع عادت به الگوهای رفتار متداول دارند و در نظر آنان این گونه رفتار به جایگاه یک رهبر سیاسی لطمه می‌زند.

گروه سومی هم وجود دارند که فکر می‌کنند دیدگاهها و رفتار رضا پهلوی درست و خوب ولی ایده‌‌آل گرایانه است و با واقعیت موجود عرصه سیاست ایران تطبیق نمی کند و اهداف غیرممکن به نظر می رسند. برای مردمی که همیشه عادت کرده اند که ایده آل‌های خود را فرو بگذارند و با مصلحت اندیشی به خیال خود به دنبال منافع مقطعی باشند، رفتار رضا پهلوی غیرقابل باور،  غیرممکن به نظر می رسد.

به نظر من دقیقا به علت همین رویکرد رفتاری متفاوت، رضا پهلوی سیاستمدار بسیار ارزشمندی است و مردم ما باید بپذیرند که هیچ گاه حقوق بشر، انسانیت، منافع ملی و کشور خود را به  هیچ بهانه و مصلحتی فرو نگذارند و بدانند که منافع شخصی افراد هم به بهترین شکل در سایه همین اهداف محقق خواهد شد چرا که ما اعضای یک پیکریم  و دقیقا با کنار گذاشتن همین رفتارهای کلیشه ای اشتباه که ریشه بسیاری از مشکلات تاریخی ما بوده است می توان به سوی آزادی و رهایی از استبداد پیش رفت.