ســرزنــش کن مرا ، اما این چـاره کار نیست

چهار سال پیش در انتخابات شرکت نکردم و در این چهار سال بارها شاهد بودم که افرادی که از مشکلات موجود ناراضی بودند ، دیگرانی را که در انتخابات شرکت نکرده بودند سرزنش می کردند و معتقد بودند که انتخاب یک فرد میانه رو شرایط را برای مردم اینقدر سخت نمی کرد و دلایل ما مبنی بر اینکه رای مردم تعیین کننده نیست و انتخابات فقط نمایش است و معادلات بین جناحی است که اوضاع را رقم می زند نمی توانست برایشان قانع کننده باشد.
این بار در شرایطی که همچنان معتقد بودم که رای ما تعیین کننده نیست و بازی دو سر باخت برای مردم طراحی شده است تنها دو روز مانده به انتخابات وقتی مطمئن شدم که تعداد شرکت کننده ها بسیار زیاد است و تعداد اندک ما تاثیر چندانی ندارد ، در انتخابات شرکت کردم و به کروبی رای دادم ، نه به این خاطر که امیدی به انتخابات داشته باشم بلکه به این جهت که همیشه معتقد بوده ام که تغییر با کار فرهنگی بدست می آید. در شرایطی که می دیدم جو هیجان غالب است سعی کردم بگویم و نشان دهم که بهتر است قدری عقلانیت را جایگزین هیجان کنیم و حداقل به برنامه ها بنگریم و نه به رنگ ها، کما اینکه در این آمار سازی آنچه که از همه جالب تر بود اعلام عدد سیصد هزار برای کروبی بود ، این عدد سازی تحقیر آمیز فقط نشانه عدم تحمل و دشمنی با اینگونه برنامه هایی است که تلاشی به سمت حقوق اولیه انسانها و دموکراسی هستند.
اکنون دوستانی که معتقد به تحریم بودند ، کسانی را که شرکت کرده اند سرزنش می کنند و گرچه شاید این انتقاد به جا باشد ولی فقط در این انتخابات بود که دیگر هیچگونه ابهامی برای آحاد مردم باقی نماند و به روشنی به همه ثابت شد که انتخابات نمایشی بیش نیست و آرای مردمی هیچگاه تعیین کننده نبوده اند حتی در همان اولین انتخابات جمهوری اسلامی با وجود اینکه مردم تا حدودی تحت تاثیر جو هیجانی قرار گرفته بودند ، مطمئن باشید آمار 98 درصدی فقط یک دروغ بزرگ بود.

سخن این است که اینکه مردم درگیر این بحث های فرسایشی با یکدیگر شوند و هر از چندی یک گروه ، دیگری را سرزنش کند چاره کار نیست . این دقیقا همان چیزی است که آنها می خواهند. گرچه نقد رفتارهای اجتماعی و سیاسی کار پسندیده ای است که می تواند درس های آموزنده ای برای همه ما داشته باشد. باید همگی به جای مقابله بدنبال تفسیرهای سازنده و چاره جویی باشیم.
و اما در مورد تحریم و مشارکت ، ظاهرا بافت اجتماعی و پهناوری کشورمان دو عامل موثری ( و البته نه تنها عوامل ) هستند که هیچگاه تحریم با اقبال عامه مردم روبرو نشده و این بحث محدود به یک قشر خاص بوده است لذا تحریم وسیع تاثیرگذار بعید شده است.

ضمن اینکه از نظر بین المللی هم باید روی این قضیه کار بشه که مشارکت در انتخابات نباید به معنای رضایت و یا مشروعیت بخشیدن به حکومت تفسیر شود ، در کشورهایی که مردم از زندگی شون رضایت دارند عامه مردم ضرورتی به شرکت در انتخابات نمی بینند و مشارکت 50 تا 60 درصد است ، در جایی مثل ایران که مردم جونشون به لبشون رسیده و از بسیاری چیزها ناراضی هستند به دنبال یک کم تغییر در جهت بهتر شدن در انتخابات مشارکت می کنند و البته بی شرمانه آرای شان نادیده انگاشته می شود.

فکر می کنم این انتخابات را میشه از ابعاد مختلف تفسیر کرد در آنصورت می توان دید که مشارکت هم پیامدهای مثبتی داشته و همچنان این بحث باز است که عدم مشارکت وسیع هم می توانست نتایج خوبی داشته باشد

توضیح ، پی نوشت : من از اینکه در انتخابات شرکت کردم پشیمان نیستم ، ظاهرا برخی از تیتر چنین برداشتی کرده اند ، در صورتی که منظور من این بود که اینکه در هر دوره ای ، یک گروه بخواد گروه دیگر را مقصر بدونه و سرزنش کنه درست نیست و چاره کار نیست.

Advertisements

9 پاسخ to “ســرزنــش کن مرا ، اما این چـاره کار نیست”

  1. جنبش عظيم Says:

    لطفا اين اعلاميه را در بين دوستانتان همه جا پخش کنيد.
    تو را خدا کاري کنيد که ستمگران و متقلبان و دروغگويان نتوانند بر ما چيره شوند.
    تو را خدا بجنبيد. توي بالاترين، دنباله، توييتر، فرندفيد، فيس بوک، تالارهاي گفتگو هرجا که ميتونيد مردم را دعوت به مبارزه کنيد تو را خدا بجنبيد فرصت کمه

  2. فابيان Says:

    رودى جان، بخدا نميدانم كه آيا من خنگ شده ام، يا فقط به سادگى جور ديگرى و با عينك ديگرى ميبينم
    بنظرم هنوز و در شرايط كنونى شركت كردن بهتر از بيرون ماندن بود. هنوز معتقدم راه دموكراسى از صندوق راى ميگذرد. حتى در اين انتخابات فاجعه بيرون نشستن با آنكه همين نتيجه را ميداد، هزينه رسيدن به آن را براى حاكميت كم مى كرد.
    من نميتوانم بپذيرم كه رژيم فرقى برايش نميكرد كه بى دردسر مهره خود را به سر كار بنشاند يا با تقلبى اينچنين.كه مجبور به پرداختن هزينه اى شايد بس گران باشد.
    حال بگو بدانم چه جاى سرزنش است؟ كه اگر باشد سوگند كه آن را ميپذيرم و بلند اعلام ميكنم

    رودرانر : فابی جان من پشیمان نیستم که شرکت کردم ، از دیدگاههای مختلف که به دو قضیه نگاه کنی ممکنه دلایلی به نفع هر کدوم پیدا کنی ، همیشه هم همینطور بوده و خواهد بود ، فقط موضوع اینه که نباید تفاوت دیدگاهها باعث بشه که مردم رو در روی هم بایستند و وارد بحث های فرسایشی بشوند. من منظورم این بود که چون کسانی که طرفدار تحریم بودند هم کم بی مهری ندیدن و خوب شاید الان دلشون بخواد که از اون بی مهری ها گلایه کنند ( البته موضوع شخصی نیست ، چون من که بارها گفتم هر دو تصمیم برام قابل درک است و خودم هم تا دو روز آخر قائل به عدم شرکت بودم )

  3. human being Says:

    یک کمی باز تر که نگاه کنیم می بینیم که این یک جور جنگ روانی برای نا امید کردن مردم است.

    مردم ما بعد از سالها کم کم داشتند رو می آوردند به رفتار های مدنی … به اینکه ننشینند و منتظر باشند که ناخدا کشتی را جایی ببرد و دیگران برایشان تصمیم بگیرند… اینکه هرکسی در حرکت کشتی سهمی دارد… اینکه حتی اگر ناخدا بلد نباشد کاری کند… آنها کاری کنند و بی تفاوت نباشند… شرکت در انتخابات نشانه ی آگاه شدن از فردیتشان بود… فردیتی که همواره در نظام اجتماعی ارباب رعیتی ما نادیده گرفته شده بود… خوب آنها شروع کرده بودند به شنا کردن… حالا اینکه چرا توی این دریا که همه اش حقه بازی است… دیگه حرف نامربوطی است…( این را به کسانی می گویم که مردم را تحقیر می کنند که گول خوردند و باختند…) مردم توی این دریا دارند دست و پا می زنند … همه ی تلاش هایشان هم همین جا می تواند باشد… تحریم برای آنها به معنی تسلیم بود… تحریم فقط وقتی می توانست موثر باشد که فراگیر باشد که اصلا زمینه ی این فراگیری نبود… اول از همه به خاطر عقب ماندگی اجتماعی و روانی و شخصیتی روشنفکران شعار گرا…

    بر می گردیم به جنگ روانی … تقلب بسیار بی شرمانه و سرکوب ، برای نا امید کردن مردم از این حس قشنگی است که تازه دارد در آنها جوانه می زند… این حس خوب که با قدم های کوچک خودشان و با مشارکت مدنی و دسته جمعی می تواند کم کم به جایی برسند… در نتیجه دوباره مایوس شوند و متفرق و خانه نشین… و کشتی را بسپارند به دست دیگران…

    بله به جای محکوم کردن همدیگر (که شما به زیبایی اینجا آنرا تحلیل کرده اید)، باید یه مردم گفت که

    آنها بهترینند… آنها عزیز ترینند چون دارند تلاش می کنند … با اینکه خیلی چیز ها را هنوز شاید ندانند … اما مهم تلاش کردن است … حتی اگر ادم اشتباه هم بکند، دارد حرکت می کند… ذات حرکت همین است… کم کم با هم بودن را که یاد گرفتیم اشتباهات هم کمتر می شود… و لی نباید به خاطر ترس از اشتباه ، اصلا بی حرکت شد…

    باید به مردم گفت که نا امید نشوند… باید به مردم گفت که تمام آن چیز های خوبی که درونشان بوجود آمده را فقط در هیجانات خالی نکنند و بدانند که باز هم می توانند این راه قشنگی را که شروع کرده اند … ادامه دهند… چطوری؟

    اول از همه تسلیم نا امیدی نشدن است بعد همیشه وقتی همه بنشینند و حرف بزنند… عقل ها که روی هم ریخته بشه راهی پیدا میشه… حتی اگه تاریکی هی غلیظ تر بشه… فقط باید به همه دیگه احترام گذاشتن و شنیدن حرف همه را حسابی تمرین کنیم…

    مثل نوشته های شما که همیشه این فرهنگ را تقویت می کند…نمونه اش این پست که خیلی خوب و متعادل به قضیه نگاه کرده و باعث شد من هم قار قارم بگیرد…
    باشید همیشه

    رودرانر : HB عزیز چه زیبا و اندیشمندانه تحلیل کرده اید ، اگر اجازه بدهید نظر شما همین گونه به اسم خود شما در یک پُست قرار دهم

  4. ورتيگونه Says:

    رودرانر عزیز، نمی‌دانم آیا منظور تو من است یا نه، بالاخره منم پستی نوشتم و به خصوص سواران موج سبز را شدیداً سرزنش کردم، در همان نوشتم که خطابم کسانی است که هر حرف مخالفی رو با تحقیر و توهین و انگ زدن، حامی احمدی‌نژاد و میمون و بوزینه خواندن بدرقه کردند، خود را در جای معلم گذاشتند و به همگان درس دموکراسی ‌دانند، به سیمین بهبهانی نازنین به خاطر بیان نظر شخصی‌اش بدترین توهین‌ها را کردند، و تمام این رفتارها را از موضع بالا و نگاه عاقل اندر سفیه انجام دادند.
    اما اکثر افرادی که حامیان کروبی بودند احترام به نظر طرف مقابل هم ‌گذاشتند، و هر مخالفتی را با انگی پاسخ ندادند، برای حق رای دادن یا رای ندادن احترام قائل بودند و سوار موج خردگریزی نشدند. این رو به تو می‌گویم همین رو به اولاد هم گفتم، در پاسخ اولاد نوشتم که منظورم از اشاره‌ای که به حامی کروبی کردم به طور خاص دکتر گوشزد بود و نه هیچکس دیگری. دکتر گوشزدی که جز معدود کسانی بود که به نظرسنجی روز شروع کار بی‌بی‌سی مبنی بر اهمیت دموکراسی برای کمتر از 1 درصد مردم معترض بود و اینکه نهایتاً همان 1 درصد بی‌بی‌سی را برای کروبی خواندند.
    البته در مورد افرادی که این موج را به‌وجود آوردند و دستآوردهای‌ مثبت و منفی‌شان حتماً بیشتر خواهم نوشت، آن‌هم از نگاه درس‌گیری از اشتباهاتمون و البته مخاطبم هم آنانی هستند که اینقدر مسئولیت‌پذیر باشند که اشتباه خود را بپذیرند، ولی زمانی که وضعیت بهم ریخته این روزها سر و سامانی بگیرد و شاید بتوان دوباره انتظار داشت که مردم فکرکردن را از سر گیزند.
    آرزوی بهترین‌ها

    رودرانر : ورتیگونه جان من منظورم فرد بخصوصی نبود و بیشتر مطلب را با دیدن کامنتها و لینکهایی که در بالاترین دیدم در این زمینه ، نوشتم . نوشته تو را هم نوشته متینی یافتم .
    با سپاس و
    ارادت

  5. human being Says:

    اختیار داری رودرانر عزیز… اگه قار قار این کلاغ ارزشی داره، باعث افتخاره…

    این روزها تنها چیزی که مهمه از بین نرفتن این تلاش مردم درجهت باور داشتن خودشان است…

    باشید همیشه…

  6. khashayar Says:

    اگر در انتخابات شرکت نمی کردیم طرفداران احمدی که شرکت می کردند و نیازی به تقلب برای سر کار آوردن این مردک نبود و در نتیجه حکومت هزینه ای پرداخت نمی کرد ولی حالا میبیند که این مشارکت عظیم حالا که تقلب شد به یک حرکت اجتماعی عظیم منجر شد و اگه عاقل باشیم میبینیم که به هر حال بهتره که در این انتخابات نمایشی شرکت کنیم و خانه نشین و بی تفاوت نباشیم .الان هم وظیفه همه ماست تا رسیدن به پیروزی این حرکت اجتماعی را ادامه بدیم .

  7. مصطفي Says:

    سلام مشكل به خود اصلاح طلبان باز مي گردد. نحوه گزينش نامزدهاي آنان در دوره قبلي صرفاً جوابگوي بخشي از اقشار مردم بود . اگر آنها مطالبات خود را در يك نامزد تجميع مي كردند گرفتار اين وضعيت نمي شديم . بنابراين ساليان سال بايد بگذرد تا شرايط به راه راست بازگردد . اما من خيلي نااميدم . آنها تازه سوار براسب مراد خود شده اند و آنقدر بي حيا و لاقيد به قيد و بند هستند كه نظيرندارند . خدا به داد مردم برسد . خداانشاءالله رسوايشان خواهد كرد . اما ماهم بايد به حركت هاي اعتراض آميز خود ادامه دهيم . به اميد ريشه كن شدن ظلم و اعاده حق مردم

  8. void Says:

    من متوجه نمی شوم «دیدی گفتم» تحریمیون چه پشتوانه ای دارد. اگر انتخابات تحریم می شد که حکومت نیازی به کودتا نداشت. احمدی نژاد به طور قانونی انتخاب می شد و بحران فعلی برای حکومت به وجود نمی آمد. آشوب هایی که می بینید بر خلاف قبل، تنها حاصل هیجان و فرصت طلبی مردم نیست، بلکه برآمده از خشم آنهاست. اگر کسی رای نمی داد که خشمی در کار نبود. احمدی نژاد رییس جمهور می شد و آب از آب تکان نمی خورد. شرکت در این انتخابات باعث شد ج.ا با کودتایی وقیحانه از مشروعیت ساقط شود، چیزی که تحریمیون در طی سی سال نتوانستند حتی به آن نزدیک شوند.

  9. Iran Says:

    هموطن،
    احمق ترين مردم كسى است كه از تاريخ درس نگيرد و تاريخ را تكرار كند به اميد گرفتن نتيجه ای جز آنچه گذشتگان گرفته اند.
    مردم ما بايد خيلى بى شعور باشند كه دراین موقعیت هدفشان فقط برگرداندن رای موسوى يا هر كس ديگرى از اين نظام باشد.
    الان ديگر با راى دادن نميتوان از شر ديکتاتورى و فاشيسم خلاص شد، الان بايد خون داد براي آزادى و دموكراسى.
    آيا شما آمادگى داريد ؟ آيا موسوى يا کروبى يا هر كس ديگرى كه ادعا دارد حقش تضيیع شده و رايش مخدوش گرديده (كه حتمن هم همينطور است) حاضر است در راه آزادى و دموكراسى و نجات از دست فاشيسم مذهبى و دينى خون دهند ؟
    هميشه جريان هاي صادقانه و برگرفته از دل مردم با هدايت هاي غلط ونفوذی به بيراهه رفته و بجاي منتهى شدن به دريا، به باتلاق منتهى شده است.
    نگويید كه بايد به تدريج و به صورت نرم انقلاب كرد كه شما هم به احمق هاي تاريخ خواهيد پيوست.
    انتخابات، موسوى و کروبى جرقه خوبى بودند تا اين رود خروشان ايجاد شود، ولى مطمئن باشيد كه اینان رهبران خوبى نيستند و نخواهند بود چرا كه خود برآمده و پايبند به اين نظام ديکتاتورى و فاشيستى هستند.
    ديکتاتورى و فاشيسم مذهبى هرگز اجازه حركت نرم را نخواهد داد، بلکه فرصت فکر کردن و تدارک بیشتر برای سرکوب به دست دیکتاتورِ خواهد داد. الان كه رود خروشان در جريان است بايد سدها را شكست، نه دلخوش به جويبارى كوچك در آینده ای نامعلوم.
    الان بیشتر از هر چیز نياز به رهبر و هدايت كننده ای دانا، شجاع، دلسوز، وطن و مردم پرست، آگاه به اصول دموكراسى و پايبند به راى و نظر مردم، داريم.
    رهبر نه به اين معنى كه ديکتاتور ابدى و خودكامه ديگر، بلكه فقط به عنوان مدير و هدايتگراین جريان كه با انتخاب مردم باشد و فقط و فقط با ارده و راي همين مردم و در هر زمان قابل ازل يا انتخاب باشد.
    آیا شما توان مديريت و رهبري اين جريان را داريد؟ آيا كسى با خصوصيات ذكر شده كه قابل اطمينان نيز باشد را ميشناسيد؟ بيایيد براي یک بار فقط یک بار هم كه شده جدى باشيم و اين حركت را کوچك و حقير نپنداريم و آغازگر راهى نو و نوين باشيم.
    بیاييد بدون بازگشت به گذشته براي شروعی جديد، از همينجا قدم برداريم نه اينكه براي رهایى از حال (احمدي نژاد) به 20 سال قبل (موسوى) برگرديم.
    بیاييد نگذاریم این رود خروشان متوقف و یا به بیراهه رود.

    پاینده باد ایران و مردم ایران
    جارِی و خروشان بادحرکت و پویش ملت ایران
    درود بر آزادی
    مرگ بر دیکتاتوری و فاشیسم
    مرگ بر فاشیسم مذهبی

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: