جامعه ای که افراد در آن در برابر قانون برابر نیستند

یوزپلنگ عزیز از من دعوت کرده است که در مورد ماجرای اخیر دانشگاه زنجان خود را به جای افراد درگیر ماجرا بگذارم و بگویم که در آن شرایط چگونه رفتار می کردم …. امیدوارم این نوشته را به جای آن از من بپذیرد.

در یک جامعه مدنی دموکراتیک که افراد از نظر قانونی برابر هستند و هیچ یک به واسطه ی وابسته بودن به ارگانهای دولتی و مذهبی برتری بر دیگری ندارد وقتی که تخلف یا اشتباه یا تضییع حقی صورت می گیرد افراد با توجه به آشنایی که به حق و حقوق خود دارند می توانند به مراجع ذی صلاح قانونی مراجعه کنند و یا اینکه مورد را به مدیران بالاتر از فرد متخلف گزارش کنند و انتظار بررسی و احقاق حق داشته باشند اما در جامعه ای که این احساس امنیت وجود ندارد و افراد به واسطه ارتباطاتی که دارند به خودی و غیرخودی طبقه بندی می شوند و افراد خودی از امتیازات ویژه و مصونیت هایی در برابر قانون برخوردار هستند، وقتی که کار غیرقانونی توسط این گروه صورت می گیرد از آنجا که  فرد مورد ظلم واقع شده می داند که ترازوی قانون به سمت طرف مقابل تمایل دارد بنابراین سعی می کند خود حداقل تاجایی که می تواند به عنوان بازوی ارگان قضایی قسمتی از بررسی ، بدست دادن شواهد و مستدلات و … را تاحد امکان فراهم کند و یا حتی در مواردی که شخص امیدی به داوری در مراجع ندارد شخصاً اقداماتی را برای رفع ظلم یا نشان دادن خاطی انجام دهد که این در واقع هرج و مرجی است که اساس آن در سیستم ناکارآمد و تبعیض گذار بوده است.

Advertisements

برچسب‌ها: ,

2 پاسخ to “جامعه ای که افراد در آن در برابر قانون برابر نیستند”

  1. بیداد Says:

    سلام
    دوست عزیز واضح تر نظرتون رو میگفتین
    شما از طرفی بخاطر نبود سیستم قضایی کارامد و امنیت شخص رو مجاز به اجرای تمهیداتی جهت رفع ظلم از خود میدانید.
    اما در جای دیگه اینکار رو هر ج و مرج میدانید.
    ضمنا این نوشته شما نشون نمیداد که نظرتون در مورد کار دختر مورد بحث و دانشجویان متحصن و خواسته هاشون چیه
    همچنین نظری در مورد شخص خاطی و وزیر علوم نگفتین
    کاش روشنتر صحبت کنید

    رودرانر : بیداد جان من سعی کردم آسیب شناسی این ماجرا را بیان کنم. یعنی گفتم ریشه این کار در این است که سیستم قضایی ما نا کآرآمد و تبعیض گذار است . و نگفتم که فرد مجاز به چنین چیزی است بلکه گفتم علت اینکه چنین میشود چیست

  2. roadrunnermd Says:

    بیدادجان در یک جامعه مدنی باید هر کاری جای خودش باشه ، اگر جرمی صورت می گیره باید دستگاهی باشه که به این جرم رسیدگی کنه و نباید افراد خودشون شخصا بخواهند کار سیستم قضایی را انجا بدهند که اگه این کار را بخواهند بکنند منتهی به هرج و مرج میشه اما وقتی که افراد در جامعه ای زندگی بکنند که این سیستم که قراره دادرسان باشه نه تنها حق را به حق دار نمی رساند بلکه حق را ناحق ممکن است بکند فرد چون احساس امنیت نمی کند ناچار است که خود تاحدی شخصا وارد این ماجرا شود. چون افراد در مقابل قانون برابر نیستند . چون این دختر میدونسته که چون ایشون وابستگی دولتی و مذهبی به ارگانی نداره ولی طرف مقابلش این وابستگی ها را داره کفه ترازو به سمت فرد تعدی کننده به حقوق او سنگین تر است و چون امیدی نداشته که با گزارش او به حقش رسیدگی بشه مجبور میشه که خودش شواهد بیشتری را فراهم کنه که دیگه کسی نتونه منکرش بشه .

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: