«بزرگی یک ملت و پیشرفت اخلاقیات آنان را از روی رفتاری که با حیوانات دارند می توان قضاوت نمود» مهاتما گاندی (1)
اگر بدنبال تغییر و بهبود شرایط کشورمان هستیم ، یکی از کارهایی که باید به صورت جدی به آن بیندیشیم ارتقا رفتارهای فرهنگی است. نمیتوان رفتارهای ضدفرهنگی وغیراخلاقی را پیشه خود قرار داد و داعیهی حرکت به سوی پیشرفتهای مدنی داشت.
یکی از رفتارهایی که متاسفانه در مملکت مان به طور شایعی میبینیم حیوانآزاری و حتی شکنجه های عجیب و غریب حیوانات است. گربه ها و سگ های دم بریده ، شل ، کور و… شاهد این ماجرا است و البته آنهایی که در آتش و یا قیر داغ و … سوزانده و یا تا حد مرگ شکنجه شده اند.
چقدر شاهد بوده اید که هر جا که حیوانی بوده ، دستی هم برای پراندن سنگ به او بوده است و حتما توله یوزپلنگ های نایاب ایرانی را هم به یاد دارید که قربانی این خشونت و نادانی شدند.
حیوانات هم مانند ما احساس درد و ترس دارند اما آنها قربانیهای بیپناهی هستند به خاطر اینکه نمیتوانند آنچه را که بر آنها می گذرد بیان کنند.
کسی که مرتکب رفتار خشونت آمیز و آزار حیوانات می شود ممکن است دچار مشکلات جدی روحی و رفتاری باشد که میتواند بعدها همین رفتارهای خشونت آمیز را متوجه افراد جامعه هم بکند ، بنابراین چنین فردی باید مورد توجه و راهنمایی قرار گیرد. آموزش در مورد رعایت حقوق حیوانات و ناشایسته دانستن عمومی چنین رفتارهای خشونت آمیزی نسبت به حیوانات میتواند در کاهش رفتارهای این چنینی و بزه آمیز تاثیر داشته و گام مهمی در جهت یک جامعه مدنی پیشرفته باشد.
همانگونه که آلبرت شوایتزر گفته است تا زمانی که دلسوزی و مهربانی خود را به تمام موجودات زنده گسترش ندهیم ، بشریت صلح و آرامش را نخواهد یافت.(2)
اینجا از همه دوستان وبلاگنویس و همه کسانی که در جامعه اینترنتی فعال هستند و تمام عزیزانی که خواننده این نوشته هستند دعوت میکنم با این فراخوان همراه شوند . در این مورد بنویسند و راهکار و پیشنهادهای خود را ارائه دهند که چگونه میتوان آگاهی نسبت به این موضوع را در سطح جامعه بالا برد و هر کدام چگونه میتوانیم در هر شغل و مسوولیتی که هستیم نسبت به اینگونه رفتارها واکنش نشان دهیم و بکوشیم آگاهی اطرافیانمان بخصوص کودکان را نسبت به حقوق حیوانات بالا ببریم . از دوستان زیر هم دعوت می کنم در این مورد بنویسند و دوستان دیگر را هم دعوت کنند
لونا ، یوزپلنگ ، ورتیگونه ، اولاد ، ابلیس ، ایران مهر ، عرفان ، بیداد ، زیتون ، هیومن بینگ ، فابیان ، فیضیه ، آرتاهرمس ، شاتوت ، آریوبرزن، ، مجنون ، نیما نیلیان ، خیابان بهشت ، هیچ و…..
——————————————————————————————————————–
پانویس
1-The greatness of a nation and its moral progress can be judged by the way its animals are treated
2-Until we extend our circle of compassion to all living things, humanity will not find peace
مه 9, 2010 در 8:53 ب.ظ. |
doroud bar shoma man ham ba shoma hamrah va hamdelam
مه 10, 2010 در 4:44 ق.ظ. |
درود بر تو مونا جان ، ممنونم
مه 10, 2010 در 5:53 ق.ظ. |
MERCI. COMMENT BESYAR ZIBAEE BOOD. EEN MOJOODATE BIGONAH CHERA BAYAD BI JAHAT MOREDE SHEKANJEH VA AZAB BASHAND. NANG BEH ZALEMANE KOOTAH FEKRI KEH
مه 10, 2010 در 6:38 ب.ظ. |
ممنون از توجه ات دوست عزیز
مه 10, 2010 در 2:10 ب.ظ. |
درود بر شما.
ما هم مدتی هست که توی دنیایی مجازی و واقعی سعی میکنیم شرایط رو کمی بهتر کنیم.
متاسفانه جامعه ما به شدت با حقوق حیوانات مبارزه میکنه…که دلایل فرهنگی و اقتصادی زیادی داره.
اگر علاقه مند به آشنایی با وبلاگ نویسان ایرانی که در رابطه با حقوق حیوانات فعالیت میکنن هستید میتونید سری به پیوندهای داخل وبلاگم بزند.
ما نیاز به حرکت بلند مدت(در حد چندین دهه) برای از بین بردن این مشکل داریم ، امیدوارم باهمکاری دوستانی مثل شما بالاخره موفق بشیم دنیایی بدون زجر برای همه موجودات بسازیم.
صدای برای بی صدا باشیم.
مه 10, 2010 در 6:39 ب.ظ. |
درود بر تو دوست خوب ، ممنون از توجه ات ، آدرس وبلاگت را نگذاشتی که
امیدوارم که با شما و بقیه هم میهنان عزیز گامهای خوبی در این زمینه برداریم
مه 12, 2010 در 3:54 ب.ظ.
ببخش: http://giyahkhar.wordpress.com
مه 10, 2010 در 2:41 ب.ظ. |
درود ،
ما نیز همراه شما خواهیم بود تا :
صدایی باشیم برای بی صدایان !
مه 10, 2010 در 6:40 ب.ظ. |
درود بر شما ، ممنون
مه 10, 2010 در 8:37 ب.ظ. |
[...] می 10, 2010 بدست luna در پاسخ به فراخوان وبلاگ رودراانر در موضوع «مقابله با ح… [...]
مه 10, 2010 در 8:48 ب.ظ. |
بسیار عالی… تغییرات اینطوری بوجود می آیند… وقتی تک تک افراد آگاه شوند و مسئول …
من به سبک کلاغی خودم چیزهایی می نویسم همیشه … این یکی از آنهاست با این تم که توجه به حیوانات در واقع توجه به خود است :
http://dearteachercrow.blogspot.com/2010/04/care-killed-cat-take-care-of-yourself.html
متاسفانه به غلط این فرهنگ در ما جا افتاده که فقط باید به دیگی که برای ما می جوشد توجه کنیم… باید بدانیم همه ی دیگ ها برای ما می جوشند… از هر کدام غافل شوی، ضریه می خوری… بیمار می شوی… تنها می شوی… آنچه که نباید می شوی…
ممنون از دعوت … حتما چیز جدیدی هم خواهم نوشت… به فارسی… راه هایی هم که به ذهنم می رسد با بقیه ی دوستان به شراکت می گذارم
sharing is all
مه 11, 2010 در 9:35 ق.ظ. |
هیومن بینگ عزیز ممنون از توجه ات ، من همیشه وبلاگ شما را دنبال می کنم و از مطالب فوق العاده تون لذت می برم
ارادت
منتظر مطلب ارزشمند شما هستم
مه 10, 2010 در 9:47 ب.ظ. |
بسیار سپاسگزارم از توجهی که به این موضوع دارید . اما رودرانر جان شما اول ببین جامعه هدف که مد نظر شماست کیست ؟ مثلا آیا در بین همفکرانت(طبقه تحصیلکرده) این موضوع رخ میده که شما رو آزرده ؟! یا اینکه توسط مردم عادی این کار صورت میگیره ؟ اساسا حیوان آزاری توسط چه گروهی از مردم شکل میگیره ؟ ایا سواد و آگاهی در کاهش اون موثره ؟ ایا باورهای مذهبی در کاستن یا افزودن به آن نقش داره ؟ من نقش دانش و اگاهی رو انکار نمیکنم ولی به نظر من آزار دادن حیوان در هر گروه از مردم انگیزه های متفاوتی داره ! مثلا یک روستایی بدلیل عدم آگاهی ممکنه به حیوانات و محیط زیست صدمه بزنه . ولی یک فرد تحصیلکرده بدلایل سایکولوژیک و اختلالات شخصیتی مرتکب این فعل بشه . از طرفی بسیاری از افراد مذهبی رو میشناسم که حتی از خراش دادن یک درخت ابا دارن ولی همونها در رابطه با کشتن یک همنوع بدلیل تفاوت اعتقاد کاملا بیخیال عمل میکنند ! من معتقدم بیاییم دسته بندی کنیم و هر گروه رو به همراه مشخصات و انگیزه هاشون به شکل مجزا مورد کنکاش قرار بدیم ! سپس برای هر کدوم نسخه فرهنگی خاص اون گروه رو تهیه و نسبت به اشاعه اون اقدام کنیم !
مه 11, 2010 در 9:37 ق.ظ. |
فیضیه جان ، هدف همه افراد جامعه است و برای همین هم از همه دوستان دعوت کردم در این مورد بنویسند تا مشارکت همگانی وجود داشته بشه و از منظرهای مختلف به قضیه نگریسته بشه و راه حل های مختلف برای گروههای مختلف اجتماع ارائه بشه . مثلا یک معلم می تونه با آموزش این قضیه به کودکان سهم بسیار به سزایی داشته باشه و به همین ترتیب هر کس در شغل و حرفه ای که هست و هر پدر و مادری به کودک خود
مه 11, 2010 در 4:57 ق.ظ. |
از آشنائی با شما خوشوقتم..
سالیان سال است که در مورد حیوانات مینویسم و غیر از نوشتن فعالیت زیادی در زمینه فرهنگ سازی و مبارزه با حیوان آزاران دارم.
مه 11, 2010 در 9:40 ق.ظ. |
ژاله عزیز خیلی خوشحالم از دیدن وبلاگ فوق العاده شما و واقعا دستتون درد نکنه با این کار فرهنگی که می کنید
خوشحال میشم که به طور خاص به این فراخوان هم پاسخ بدهید و یک پست وبلاگ را به طور خاص در زمینه چگونگی فراگیر کردن این ایده بنویسید . ارادتمند
مه 12, 2010 در 11:06 ق.ظ. |
سلام. فراخوان شما اجابت شد.
مه 18, 2010 در 4:21 ق.ظ. |
ممنون دوست عزیز . عالی بود
مه 16, 2010 در 3:36 ب.ظ. |
[...] جامعه و سیاست — آرتاهرمس @ 10:36 رود رانر گرامی فراخوانی برای مقابله با آزار حیوانات داده است که اصلا با آن موافق نیستم و حتا بر خلاف نظر او [...]
مه 16, 2010 در 3:42 ب.ظ. |
رودرانر عزیز… یه چیزی به سبک کلاغی خودم نوشتم…
http://dearteachercrow.blogspot.com/2010/05/animals-both-friends-and-teachers.html
مه 18, 2010 در 4:22 ق.ظ. |
ممنون دوست نازنین ، بسیار عالی بود. با اجازه تون در بالاترین لینک شد
مه 16, 2010 در 3:58 ب.ظ. |
[...] رود رانر گرامی فراخوانی برای مقابله با آزار حیوانات داده است که اصلا با آن موافق نیستم و حتا بر خلاف نظر او معتقدم که باید حیوانات را آزار داد تا زودتر از شرشان راحت شویم و جا برای زندگی نسل انسان بر روی زمین را فراخ تر نماییم. البته الان زیاد به چشم نمی آید ولی دویست سیصد سال دیگر که به کمک پیشرفت های پزشکی هم عمر انسان افزایش می یابد و هم بر تعداد انسان ها افزوده می شود با بحران جدی ای رو به رو خواهیم بود و ناچار می شویم دست التماس به سوی حیوانات دراز کنیم که اجازه دهند در محیط زیست ایشان زندگی کنیم و خانه بسازیم که البته چنین التماسی از سوی انسان، که حیوان متفکر نامیده می شود، به دیگر جانوران، که حیوان محض به شمار می آیند، بسیار چندش آور و دور از شان انسان است. پس چه بهتر که از همین الان دست به نابودی یا آزار آنها بزنیم که حساب کار دست شان بیاید و بعد ها مجبور به التماس نشویم! [...]
مه 18, 2010 در 4:22 ق.ظ. |
ممنون آرتای عزیز . عالی بود
مه 19, 2010 در 10:33 ق.ظ. |
سپاس فراوان از شما دوست عزیز به خاطر حضور همیشه تاثیر گذار و مثبتی که دارید… و همیچنین به خاطر لینک … مطمئنم این فراخوان دریچه های جدیدی رو به آگاهی بیشتر باز می کند…
این هم یک داستان با معنا و تاثیر گذار از یک دوست دیگر ( شازده کوچولو ) که به فراخوان شما جواب داده است:
http://akhtarak-b-612.blogspot.com/2010/05/blog-post_19.html
مه 25, 2010 در 11:23 ق.ظ. |
[...] نوشته به دعوت دوست عزیز رودرانر نگارش شده است. [1] عنوان برگرفته از كتاب « خاطرات [...]
ژوئن 3, 2010 در 6:34 ق.ظ. |
درود بر شما
با اجازه تون این پست شمارو میذارم توی تالار گفتمان پرشین پت.
مرسی از تلاشتون برای …………
ژوئیه 15, 2010 در 12:55 ب.ظ. |
سلام دكتر جان
من شدم عين اين تبعيدي ها كه از هيچي خبر ندارم … امروز بطور اتفاقي ديدم اين نوشته رو …ايول به معرفتت