دانشجویی که برای نمره اش با استاد چانه زنی می کند و سعی می کند فراتر از آنچه که حق اوست و شایستگی اش را دارد نمره ای بدست آورد خود جزو یک فرهنگ غیرمتمدنانه است . فرهنگی که ما آن را تقبیح می کنیم ولی به صورت غم انگیزی دقیقا خود ما جزوی از آن هستیم و آب به آسیای این فرهنگ (!) می ریزیم . برای دریافت نمره ای که حقش نیست ساعتها با استاد به چانی زنی می پردازد و به قول خودش با زرنگی (!) مخ استاد را به کار می گیرد و از روشهای مختلف از جمله برانگیختن احساس ترحم و دلسوزی یا حتی تطمیع و تهدید در صورت لزوم استفاده می شود. اگر استادی در کارش جدی باشد و به هیچ صورتی قبول نکند مورد لعن و نفرین و حتی تبعات جدی دیگری قرار می گیرد ولی استادی که برایش اهمیت ندارد و خود جزوی از این سیستم «باری به هر جهت و جدی نگیرید» است به طریقی با دانشجو راه می آید
نتیجه :
- تضعیف جایگاه استاد جدی و با لیاقت و دلسردی او
- تقویت جایگاه استاد بی کفایت و باری به هر جهت
- به دست آوردن نمره توسط دانشجویی که شایستگی آن را نداشته است
پیامدهای دراز مدت :
- تضعیف سیستم آموزشی و پایین آمدن سطح آموزش در حد رفتارهای بقال مآبانه و آلوده شدن آموزش به رشوه گیری
- وجود فارغ التحصیلانی که سواد و شایستگی لازم را برخوردار نیستند و بروز تبعات آن در قسمتهای مختلف کشور . این فارغ التحصیلان قرار است معلمان ، مهندسان ، مدیران اجرایی ، پزشکان و سیاستمداران همین مملکت باشند که به خود ما سرویس می دهند
- تقویت فرهنگ لمپنیسم در کل جامعه
نتیجه گیری کلی :
- از ماست که بر ماست
- تغییر از خود ما شروع می شود
پی نوشت : برخی برای خودشون قضیه را ممکنه اینجوری توجیه کنند که چون سیستم آموزشی بده یا استادها خوب نیستند و… دانشجو هم مطابق با همین جو این طور رفتار می کنه .
این فقط یک توجیه است برای یک رفتار نامناسب و الا همانطور که در بالا توضیح دادم همه این ماجراها یک سیکل معیوب را بوجود می آورند و هر کسی مسوول اشتباه خود است و نمی تواند و نباید اشتباه خود را با اشتباه دیگری توجیه کند
فوریه 12, 2009 در t 9:16 ب.ظ |
رودی جان، این کلافهای فرهنگی همیشه دوتا سر دارن، با گرفتن یک سر و کشیدن اون هیچوقت نمیشه کلاف رو باز کرد باید روی دوتا سر کلاف باهم کار کرد.
فوریه 12, 2009 در t 9:30 ب.ظ |
بله دقیقا همانطور که اشاره کردم این ماجراها معمولا یک سیکل معیوب را بوجود می آورند حالا میشه همین ماجرا را از زاویه اون استادی که با چانه زنی کنار میاد نگاه کرد و گفت چطور ایشون در ایجاد یک کار ضد فرهنگی سهیم بوده
و حتی در بعد وسیعتر اینکه اینگونه رفتارها در یک سیستم مشکل دار رخ میدهند هم درست است هدف این است که این سیکل معیوب باید شکسته شود
و آیا مردمی که خود رفتار قانونمند و منطقی را ارج نمی نهند می توانند یک سیستم و نظام مبتنی بر قانونمندی را برتابند یا اصولا یک نظام دموکراتیک مدرن فرهنگی در یک بستر فرهنگی به بار خواهد نشست
فوریه 12, 2009 در t 9:42 ب.ظ |
من اهم مشكل ما رو در فرهنگ ميبينم! فرهنگ زير بناست، تا متحول نشه همينه كه هست! اگه تافته جدابافته تلقى نشم
بايد بگم تغيير يك شبه بوجود نمياد..مدل عراق رو خواهيم ديد
فوریه 13, 2009 در t 8:19 ق.ظ |
با فابی موافقم
تغییر مثبت, سخت و طولانی به دست می آید
در وحله اول باید این قبولانده بشه که یه شبه نمی شه چیزی را درست کرد
اما می شه یه شبه خراب کرد
فوریه 13, 2009 در t 4:54 ب.ظ |
این یکی از مهمترین هاست چون داره در قشری انجام می شه که داعیه ی پیشتازی در فرهنگ را دارد…
و چه ها که نکشیدم از این رفتار… اما پیروز بودم… و مهم اینه که در همه ی این رفتار های نابالغانه اگر مقاومت کنی … آگاه کنی… طرف مقابل در بیشتر موارد درک می کند و می شود یک فرد آگاه تر… مثل ایستادن مهربانانه در مقابل خواسته های نادرست یک بچه….
البته معدودی هم هستند که زیر بار نمی روند و حذفت می کنند(که کردند!)… روش من این است : از ترس حذف شدن، ارزشت را زیر پا نگذار…
حتی اگر از جایی حذف شدی ، همیشه جای دیگری هست…
کلاغ باش…
فوریه 18, 2009 در t 1:46 ب.ظ |
[...] اينكه كسى عكس كسى رو رو ماه توى نوشتت ببينه !!!2 و در زیر لینک دیگری از رودرانر مینوسید: “من اهم مشكل ما رو در فرهنگ [...]